
اوردر بلاک در فارکس زمانی معنا پیدا میکند که از سطح یک مفهوم تئوریک عبور کند و به ابزاری برای تصمیمگیری در معامله تبدیل شود. بسیاری از معاملهگران با شکل ظاهری اوردر بلاک آشنا هستند؛ اما در تشخیص اعتبار آن، زمان ورود، حد ضرر منطقی و سناریوی خروج دچار خطا میشوند. اینجاست که آموزش پیشرفته اوردر بلاک بهکار میآید و به بررسی رفتار قیمت، نقش نقدینگی، ساختار بازار و واکنش کندلها در محدودههای کلیدی میپردازد تا معاملهگران بتوانند مانند حرفهایها تصمیم بگیرند. در این مقاله به آموزش اوردر بلاک پیشرفته برای بازار فارکس با تمامی جزئیات میپردازیم.
اوردر بلاک (Order Block) به ناحیهای از نمودار گفته میشود که پیش از یک حرکت قدرتمند قیمت شکل گرفته و نشان میدهد حجم قابلتوجهی از سفارشهای بازیگران بزرگ بازار در آن محدوده ثبت شده است. معاملهگران نهادی نیز اوردر بلاک را بهصورت یک محدوده قیمتی تعریف میکنند که معمولا آخرین کندل صعودی یا نزولی قبل از جابهجایی شدید قیمت را شامل میشود و مبنای تصمیمگیریهای معاملاتی است.
علت واکنش شدید قیمت به اوردر بلاکها به باقی ماندن بخشی از سفارشهای تکمیل نشده در این نواحی برمیگردد. زمانی که قیمت دوباره به این محدوده بازمیگردد همان فشار خرید یا فروش قبلی در بازار فعال میشود و واکنشی سریع ایجاد میکند.

تفاوت اوردر بلاک در روند صعودی و نزولی، در جهت سفارشهای غالب بازار است. در روند صعودی، اوردر بلاک معمولا آخرین ناحیه فروش قبل از جهش قیمت است و در روند نزولی آخرین ناحیه خرید قبل از ریزش قیمت شکل میگیرد.
اهمیت اوردر بلاکها در جذب نقدینگی از این بابت پررنگ است که قبل از حرکت اصلی بازار، سفارشهای باقیمانده و نقدینگی تجمع یافته را جمع میکنند و همین تجمع باعث حرکت قدرتمند قیمت میشود.
در حقیقت، وقتی قیمت دوباره به ناحیه اوردر بلاک برمیگردد، اتفاقی شبیه جذب نقدینگی (Liquidity Grab) رخ میدهد و سفارشهای معلق فعال میشوند تا معاملهگران بزرگ بازار فارکس بتوانند معاملات خود را اجرا کنند.
اگر اوردر بلاک نقدینگی کافی نداشته باشد، فشار لازم برای حرکت قیمت ایجاد نمیشود و ناحیه معمولا با شکست مواجه میشود؛ زیرا جریان سفارشهای بزرگ فعال نشده و بازار توانایی حرکت قابلتوجه پس از آن را ندارد.
اوردر بلاک عادی معمولاً بر اساس یک تعریف ساده و بصری شناسایی میشود؛ یعنی آخرین کندل مخالف قبل از یک حرکت شارپ قیمتی. در این رویکرد، تمرکز اصلی روی شکل کندل و واکنش اولیه قیمت است و اغلب بدون در نظر گرفتن بستر کلی بازار، ساختار روند، محل قرارگیری نقدینگی و تایمفریم مرجع انجام میشود. به همین دلیل، اوردر بلاکهای عادی تعداد زیادی سیگنال ایجاد میکنند که بخشی از آنها فاقد اعتبار کافی برای معامله هستند و بیشتر مناسب درک اولیه مفهوم اوردر بلاکاند تا تصمیمگیری حرفهای.
در مقابل، اوردر بلاک پیشرفته نتیجه یک تحلیل چندلایه است که در آن ساختار بازار، شکست ساختار (BOS)، همراستایی با روند تایمفریم بالاتر و موقعیت نقدینگی نقش تعیینکننده دارند. در این نگاه، اوردر بلاک فقط زمانی معتبر است که در نقطهای کلیدی از بازار و پس از جمعآوری نقدینگی شکل گرفته باشد و بازگشت قیمت به آن با رفتار کندلی قابلارزیابی همراه شود. تفاوت اصلی این دو رویکرد در «کیفیت ناحیه» است؛ اوردر بلاک پیشرفته فرصتهای کمتری ایجاد میکند، اما همان فرصتها از نظر دقت ورود، مدیریت ریسک و سناریوی ادامه حرکت، برای معاملهگران حرفهای قابل اتکا و قابل تکرار هستند.
شاید تصور کنید که اوردر بلاک سطحی مانند حمایت و مقاومت است؛ اما حمایت و مقاومت بیشتر بر اساس برخوردهای تکرارشونده قیمت به یک سطح خاص شکل میگیرند. درحالیکه اوردر بلاک نتیجه برهم خوردن تعادل عرضه و تقاضا و اجرای سفارشهای سنگین است و اغلب همزمان با تغییر ساختار بازار شکل میگیرد.
ساختار بازار (Market Structure) پایه اصلی تشخیص اوردر بلاک معتبر در معاملات حرفهای است و بدون آشنایی درست با آن شناسایی اوردر بلاک عملا دقت لازم را ندارد.
ساختار بازار به نحوه تشکیل سقفها و کفها در نمودار اشاره دارد و نشان میدهد که کنترل بازار در دست خریداران یا فروشندگان است. اوردر بلاکهای قوی نیز معمولا در نقاطی شکل میگیرند که ساختار بازار تغییر میکند یا ادامه روند را با قدرت تایید میکند.
این نواحی اغلب قبل از شکست سقف یا کف مهم قرار دارند. زمانی که معاملهگر تشخیص میدهد بازار در حال تشکیل سقف و کفهای بالاتر است، تمرکز روی اوردر بلاکهای صعودی قرار میگیرد و در شرایطی که سقفها و کفها در حال کاهش هستند اوردر بلاکهای نزولی اهمیت پیدا میکنند.
تایید نهایی اوردر بلاک زمانی اتفاق میافتد که شکست ساختار بازار پس از آن ناحیه رخ دهد و قیمت موفق به عبور از سقف یا کف قبلی و تثبیت در سطوح بالاتر یا پایینتر از آن شود. این شکست نشان میدهد که فشار اصلی بازار تغییر کرده و معاملههای جدی بازیگران بزرگ در آن اجرا شده است.
برای تشخیص اوردر بلاکهای قابلمعامله باید به منطق شکلگیری حرکت قیمت توجه کرد. مهمترین نکات در شناسایی اوردر بلاک پیشرفته شامل موارد زیر است:
ایجاد حرکت جهتدار و سریع پس از شکلگیری ناحیه: اوردر بلاک پیشرفته معمولا با کندلهای دارای بدنه بزرگ و خروج سریع قیمت از ناحیه همراه است و نشان میدهد که حجم قابلتوجهی از سفارشها در آن محدوده اجرا شده است.

اوردر بلاک معمولی معمولا بر اساس آخرین کندل مخالف قبل از یک حرکت قوی شناسایی میشود و تمرکز آن بیشتر روی شکل ظاهری کندلها است. این نوع نگاه اغلب بدون توجه عمیق به ساختار بازار و محل قرارگیری نقدینگی انجام میشود و به همین دلیل سیگنالهای زیادی تولید میکند که بخشی از آنها دقت لازم را ندارند. در مقابل، اوردر بلاک پیشرفته با در نظر گرفتن جهت روند تایم فریم بالاتر محل شکست ساختار و واکنش قیمت پس از بازگشت تعریف میشود. در این رویکرد کیفیت ناحیه مهمتر از تعداد فرصتهاست و فقط اوردر بلاکهایی بررسی میشوند که در بستر درست بازار شکل گرفتهاند.
| معیار مقایسه | اوردر بلاک معمولی | اوردر بلاک پیشرفته |
| مبنای شناسایی | شکل کندل | ساختار بازار و جریان سفارش |
| توجه به تایم فریم بالاتر | معمولا نادیده گرفته میشود | نقش کلیدی دارد |
| محل قرارگیری | هر نقطه از نمودار | نواحی کلیدی بازار |
| دقت واکنش قیمت | متغیر | بالاتر و قابل ارزیابی |
| مناسب برای معامله | در همه شرایط | فقط در سناریوهای مشخص |
نشانههای حضور اسمارت مانی در اوردر بلاک شامل کندل استیک قوی با بدنه بلند، افزایش ناگهانی حجم معاملات، واکنش سریع قیمت به نواحی مشخص و عدم نفوذ طولانی مدت قیمت به داخل محدوده نقدینگی است. این ویژگیها نشان میدهد بازیگران بزرگ سفارشهای خود را وارد کردهاند و قیمت با نزدیک شدن به این نواحی احتمالا واکنش شدید نشان میدهد.
اوردر بلاک خردهفروشی معمولا توسط معاملهگران کوچک و با حجم پایین ایجاد میشود و واکنش قیمت به آنها کمتر قابلپیشبینی است؛ اما اوردر بلاک نهادی توسط بازیگران بزرگ بازار و با حجم سنگین ساخته میشود و اغلب نقاط دقیق واکنش قیمت را نشان میدهد.
در جدول زیر تفاوتهای اصلی این دو نوع اوردر بلاک را به صورت ساده و کاربردی نمایش میدهیم:
| ویژگی | اوردر بلاک خردهفروشی | اوردر بلاک نهادی |
| حجم معاملات | متوسط یا پایین | بالا |
| دقت واکنش قیمت | پایین | بالا |
| دوام ناحیه | کوتاه مدت | میان مدت تا بلند مدت |
| نقش در تحلیل | محدود | کلیدی |
| شکلگیری | بر اساس احساسات بازار و تصمیم فردی | بر اساس استراتژی و سفارشهای بزرگ نهادی |
اوردر بلاکهای واضح همیشه بهترین انتخاب نیستند؛ زیرا ظاهر آشکار آنها ممکن است نشانهای از فعالیت معاملهگران کوچک یا خردهفروش باشد و بخش عمده سفارشهای نهادی در این ناحیه قبلا اجرا شده باشد. در چنین شرایطی نقدینگی کافی برای ایجاد حرکت قدرتمند قیمت وجود ندارد و احتمال واکنش ضعیف یا شکست ناحیه بالاتر میرود.
علاوهبر این، اوردر بلاکهای واضح معمولا هدف شناختهشده بازار هستند و معاملهگران دیگر نیز آنها را دنبال میکنند که میتواند باعث ورود سفارشهای متضاد و کاهش دقت پیشبینی شود.

ورود حرفهای به معامله با استفاده از اوردر بلاک بر پایه صبر، مشاهده دقیق رفتار قیمت و بررسی منطق نقدینگی بازار انجام میشود. مراحل تشخیص بهترین نقطه ورود پس از بازگشت قیمت به اوردر بلاک به شرح زیر است:
تفاوت ورود تهاجمی و ورود محافظهکارانه در میزان صبر معاملهگر برای دریافت تایید از بازار و سطح ریسکپذیری او قرار دارد. در ورود تهاجمی، معاملهگر بلافاصله پس از بازگشت قیمت به اوردر بلاک و بدون انتظار برای تایید اضافی وارد معامله میشود؛ زیرا ساختار بازار و شرایط نقدینگی را از قبل همراستا ارزیابی کرده است. این روش معمولا نسبت سود به زیان بالاتری دارد، اما احتمال خطا در آن بیشتر است. در مقابل، ورود محافظهکارانه با صبر برای مشاهده واکنش واضح قیمت مانند شکلگیری کندل برگشتی یا تغییر جزئی ساختار در تایم فریم پایینتر انجام میشود و اگرچه بخشی از حرکت اولیه از دست میرود؛ اما دقت ورود افزایش پیدا میکند و ریسک معامله کاهش مییابد.
ورود زودهنگام به اوردر بلاک یکی از خطاهای رایج در میان معاملهگران است که معمولا به دلیل عجله برای ورود یا درک ناقص رفتار قیمت اتفاق میافتد. شناخت اشتباهات رایج در این مرحله که در ادامه آنها را معرفی میکنیم، به شما کمک میکند تصمیمهای دقیقتری بگیرید و از معاملات کمکیفیت دور بمانید:

تعیین حد ضرر و حد سود در معاملات اوردر بلاک بخش جدانشدنی از تحلیل حرفهای بازار است و نقش مستقیمی در حفظ سرمایه و پایداری نتایج معاملاتی دارد. در ادامه به بررسی محل منطقی حد ضرر، روش تعیین حد سود و نسبت ریسک به ریوارد مناسب در معاملات مبتنی بر اوردر بلاک میپردازیم.
حد ضرر در اوردر بلاک بر اساس اعتبار ناحیه و رفتار طبیعی قیمت تعیین میشود؛ بنابراین معمولا کمی بیرون از محدوده اوردر بلاک قرار میگیرد تا نوسانات عادی بازار باعث خروج زودهنگام از معامله نشود. در اوردر بلاک صعودی، حد ضرر زیر پایینترین قیمت محدوده و در اوردر بلاک نزولی، بالای بالاترین قیمت ناحیه در نظر گرفته میشود تا در صورت عبور قیمت از این سطح، بیاعتباری تحلیل مشخص شود.
در این روش، ابتدا سقفها و کفهای مهم قبلی در جهت روند شناسایی میشوند؛ زیرا قیمت معمولا به این نواحی واکنش نشان میدهد. در روند صعودی، حد سود اغلب نزدیک آخرین سقف معتبر یا ناحیهای قرار میگیرد که قبلا فشار فروش در آن شکل گرفته است و در روند نزولی، هدف در نزدیکی کفهای مهم قبلی تعیین میشود. همچنین اگر ساختار بازار قدرت کافی داشته باشد، میتوان بخشی از معامله را باز نگه داشت تا قیمت سقف یا کف جدیدی تشکیل دهد و سود مرحلهای بهوجود آورد.
معامله اوردر بلاک زمانی ارزش اجرا دارد که نسبت ریسک به ریوارد حداقل ۲ به ۱ یا بیشتر باشد تا حتی با درصد موفقیت متوسط نیز نتیجه کلی مثبت باقی بماند. انتخاب این نسبت به فاصله منطقی حد ضرر تا اوردر بلاک و فاصله حد سود تا اهداف ساختاری بازار بستگی دارد و اگر ساختار اجازه سود مناسب ندهد، ورود به معامله توجیهی ندارد.
پرایس اکشن برای ترکیب با اوردر بلاک کاربردی است؛ زیرا مستقیما رفتار قیمت را بدون وابستگی به ابزارهای اضافی نشان میدهد و تصویر شفافی از واکنش بازار در نواحی مهم ارائه میدهد. زمانی که قیمت به اوردر بلاک میرسد، پرایس اکشن از طریق شکل کندلها، اندازه بدنهها، طول سایهها و سرعت حرکت قیمت مشخص میکند که فشار خرید یا فروش در حال فعال شدن است یا خیر.
بنابراین معاملهگر میتواند تصمیم بگیرد که اوردر بلاک همچنان معتبر است یا قدرت خود را از دست داده است. همچنین پرایس اکشن تغییرات کوتاه مدت ساختار بازار را بهخوبی نمایش میدهد و مشخص میکند که آیا کنترل بازار در همان محدوده در حال جابهجایی است یا نه.
تایم فریم مناسب برای معامله اوردر بلاک پیشرفته نقش کلیدی در دقت تحلیل و کیفیت ورود دارد. اوردر بلاک در تایم فریمهای بالا مانند ۴ ساعته یا روزانه نقاط مهم و معتبر بازار را نشان میدهد و احتمال واکنش قیمت در این نواحی بیشتر است؛ اما ورود مستقیم در این تایم فریمها ممکن است دقت زمانبندی را کاهش دهد. از طرفی بررسی تایم فریم پایینتر مانند ۱۵ دقیقه یا ۳۰ دقیقه برای ورود دقیق کمک میکند محل لمس ناحیه و شکلگیری کندلهای تاییدی مشخص شود و معاملهگر بتواند با حد ضرر منطقی و کنترل حجم مناسب وارد شود.

در این بخش وارد بررسی مثالهای واقعی بازار با استفاده از اوردر بلاک پیشرفته میشویم. در معاملات واقعی، اوردر بلاک زمانی بیشترین اعتبار را دارد که در هماهنگی کامل با ساختار بازار، رفتار قیمت، نقدینگی و تایم فریمهای بالاتر قرار بگیرد. هدف این بخش، نشان دادن تفاوت بین یک تحلیل تئوریک و اجرای عملی در شرایط واقعی بازار است.
در این نمودار، قیمت ابتدا در محدوده حوالی ۱٫۱۷۳۰ تا ۱٫۱۷۴۰ در حال نوسان بوده و سپس با فشار فروش قوی، یک ریزش شارپ تا محدوده ۱٫۱۶۶۰ تا ۱٫۱۶۷۰ انجام داده است. در انتهای این حرکت نزولی، یک کندل نزولی شکل میگیرد که بلافاصله پس از آن، یک کندل صعودی قدرتمند با بدنه بزرگ ظاهر شده و قیمت را با شتاب به سمت بالا هدایت میکند.

همین آخرین کندل نزولی قبل از این حرکت صعودی قوی، ساختار اوردر بلاک صعودی را تشکیل میدهد. اهمیت این ناحیه به این دلیل است که قیمت بدون مکث و با مومنتوم بالا از آن خارج شده که نشاندهنده ورود سفارشات خرید سنگین توسط اسمارتمانی در این محدوده است.
پس از این جهش اولیه، قیمت وارد فاز اصلاحی میشود و مجددا به سمت پایین بازمیگردد و دقیقا به محدوده همان اوردر بلاک (تقریباً بین ۱٫۱۶۶۵ تا ۱٫۱۶۸۰) پولبک میزند. در این ناحیه، فروشندگان توان ادامه ریزش را از دست میدهند و قیمت با حفظ کف قبلی، واکنش صعودی جدیدی نشان میدهد.
ورود منطقی به معامله خرید، پس از بازگشت قیمت به داخل اوردر بلاک و مشاهده واکنش صعودی انجام میشود. حد ضرر کمی پایینتر از کف اوردر بلاک (زیر ۱٫۱۶۶۰) و حد سود در نواحی سقف قبلی یا محدودههای نقدینگی بالاتر (حدود ۱٫۱۷۲۰ تا ۱٫۱۷۴۰) قرار میگیرد.
در این نمودار، قیمت پس از یک روند صعودی پیوسته از محدوده حدود ۱٫۱۷۳۰ تا حوالی ۱٫۱۸۷۰ رشد کرده و در ادامه، در سقف بازار یک حرکت شارپ صعودی همراه با شدوی بلند تا ناحیهی تقریبی ۱٫۱۹۰۰ ثبت شده است. این حرکت ناگهانی به سمت بالا، عملاً نقدینگی سقفها را جمعآوری کرده و بلافاصله پس از آن، یک کندل نزولی قدرتمند با بدنه بزرگ شکل میگیرد که آغاز فشار فروش جدی در بازار را نشان میدهد. آخرین کندل صعودی قبل از این ریزش شدید، بهعنوان اوردر بلاک نزولی شناخته میشود؛ چرا که قیمت با مومنتوم بالا و بدون مکث از این ناحیه به سمت پایین خارج شده است.

پس از این ریزش اولیه، قیمت وارد فاز اصلاحی میشود و مجددا به سمت بالا بازمیگردد تا به محدوده اوردر بلاک نزولی (تقریبا بین ۱٫۱۸۶۰ تا ۱٫۱۸۸۰) پولبک بزند. در این ناحیه، بازار توان ادامه حرکت صعودی را ندارد و با رسیدن قیمت به اوردر بلاک، فشار فروش دوباره فعال میشود. این واکنش نزولی نشاندهنده حضور سفارشات فروش سنگین و دفاع اسمارتمانی از این محدوده است.
سناریوی منطقی معامله فروش، پس از بازگشت قیمت به محدوده اوردر بلاک نزولی و مشاهده نشانههای ضعف خریداران انجام میشود. حد ضرر کمی بالاتر از سقف اوردر بلاک (بالای ۱٫۱۹۰۰) و حد سود در نواحی کفهای قبلی یا محدودههای نقدینگی پایینتر (حدود ۱٫۱۷۸۰ تا ۱٫۱۷۵۰) در نظر گرفته میشود.
در معاملات اوردر بلاک، با وجود سادگی ظاهری این مفهوم، خطاهای رایجی وجود دارد که میتواند باعث کاهش دقت تحلیل و افزایش معاملات ناموفق شود. در ادامه، مهمترین اشتباهات احتمالی در شناسایی اوردر بلاک را معرفی میکنیم:
اوردر بلاک بهعنوان یکی از مفاهیم قدرتمند اسمارتمانی، در صورتی میتواند عملکرد معاملاتی را بهبود دهد که درست، محدود و ساختارمند استفاده شود. در عمل، بسیاری از معاملهگران به دلیل یادگیری سطحی یا الگوبرداری نادرست از شبکههای اجتماعی، دچار اشتباهاتی میشوند که باعث کاهش دقت تحلیل و افزایش معاملات ناموفق میگردد. در این بخش، مهمترین خطاهای رایج بهصورت خلاصه و کاربردی معرفی میشوند تا چارچوب ذهنی دقیقتری برای استفاده حرفهای از اوردر بلاک شکل بگیرد:
اوردر بلاک ابزاری قدرتمند در تحلیل اسمارتمانی است، اما لزوما برای همه معاملهگران مناسب نیست.
این مفهوم بیشترین کارایی را برای معاملهگرانی دارد که در سبکهایی مانند پرایساکشن، اسمارتمانی، سویینگ و اینترادی فعالیت میکنند و توانایی تحلیل ساختار بازار، تشخیص نقدینگی و صبر برای پولبک قیمت را دارند. در مقابل، معاملهگرانی که به دنبال سیگنالهای سریع یا اندیکاتوری هستند، معمولا با اوردر بلاک دچار سردرگمی میشوند؛ زیرا این ابزار نیازمند قضاوت تحلیلی، سناریونویسی و پذیرش عدم قطعیت بازار است.
از سوی دیگر، اوردر بلاک زمانی بیشترین بازده را دارد که با استراتژی شخصی معاملهگر ترکیب شود، نه اینکه جایگزین آن گردد؛ ترکیب اوردر بلاک با پلن معاملاتی مشخص، مدیریت ریسک، تایم فریم مرجع و قوانین ورود و خروج، باعث میشود این مفهوم از یک ناحیه ساده روی نمودار به یک ابزار حرفهای تصمیمسازی تبدیل شود.
در معاملهگری حرفهای با اوردر بلاک، آنچه بیشترین اهمیت را دارد کیفیت اوردر بلاک است نه تعداد آن. یک اوردر بلاک معتبر باید در جای درست بازار، همراستا با ساختار قیمتی و پس از جمعآوری نقدینگی شکل گرفته باشد؛ درحالیکه رسم تعداد زیادی اوردر بلاک روی نمودار معمولا باعث سردرگمی و تصمیمگیری احساسی میشود. معاملهگر حرفهای با تمرکز بر نواحی محدود اما با احتمال بالا، از اوردر بلاک بهعنوان یک مزیت معاملاتی پایدار استفاده میکند؛ مزیتی که از طریق تکرار یک پلن مشخص، صبر برای سناریوی درست، مدیریت ریسک دقیق و ثبت و بررسی معاملات بهمرور زمان تقویت میشود. زمانی که اوردر بلاک در قالب یک سیستم منسجم و شخصیسازیشده بهکار گرفته شود، نهتنها دقت ورودها افزایش مییابد، بلکه ثبات ذهنی و عملکرد بلند مدت معاملهگر نیز به شکل قابلتوجهی بهبود پیدا میکند.
شاید دوست داشته باشید بخوانید:
الگوی سقف و کف گرد (Rounding Top و Rounding Bottom) چیست؟ + نحوه معامله با آن
۱۴ بهمن ۱۴۰۳ ۹۶۴ بازدید
پلتفرم زولو ترید (ZuluTrade) چیست؟ ؛ پلی میان تریدرهای حرفهای و سرمایهگذار هوشمند!
۱۵ آبان ۱۴۰۴ ۲۹۹ بازدید
آموزش تحلیل تکنیکال قسمت نهم (index)
۱۴ اسفند ۱۴۰۲ ۱۰K بازدید
الگوی Nen Star چیست؟ + نحوه شناسایی و معامله با آن
۳۰ بهمن ۱۴۰۳ ۵۶۳ بازدید
آنچه خـواهید خـواند:
دستــههای محبــوب
آخریـن بررسی شدههای بازار سرمایه
پربازدیدترین آموزشها
نحوه فعال کردن صدا در لایو ترید
۱۸ مهر ۱۴۰۲ ۱۱۶K بازدید
آموزش نصب و نحوه نمایش تایم کندل در متاتریدر
۳ بهمن ۱۴۰۲ ۹۰K بازدید
آموزش بک تست رایگان بدون نیاز به اکانت پریمیوم
۱۱ تیر ۱۴۰۴ ۵۵K بازدید
اکسپرت بک تست + آموزش فعال سازی و نحوه کار با آن
۹ تیر ۱۴۰۴ ۵۳K بازدید
آشنایی با منوی ابزارها در تریدینگ ویو
۲۹ بهمن ۱۴۰۲ ۴۸K بازدید
آموزش ریکاوری توکن بعد از غیرفعال شدن شبکه BEP2
۱۳ آذر ۱۴۰۳ ۴۸K بازدید
دانلود متاتریدر ۴ + آموزش نصب MT4
۳۰ آبان ۱۴۰۲ ۴۲K بازدید
عضو چراغ نیستید؟
ثبت نام