
حرکت قیمت روی نمودار، زبانی زنده و دقیق برای خواندن رفتار بازار است. تریدرهای حرفهای به جای اتکا به اندیکاتورهای متعدد، تمرکز خود را روی الگوهایی میگذارند که از دل خود قیمت شکل میگیرد. این ستاپهای پرایس اکشن حاصل تجربه، مشاهده مداوم و درک عمیق ساختار بازار هستند. در این مطلب از چراغ، به سراغ مؤثرترین ستاپهایی میرویم که در تصمیمگیریهای معاملاتی حرفهایها نقش کلیدی دارند.
ستاپ معاملاتی در پرایس اکشن به مجموعهای مشخص از شرایط قیمتی گفته میشود که هنگام شکلگیری روی چارت، نقطه ورود کمریسک را نشان میدهد. این ستاپها از رفتار خام قیمت مانند کندلها، ساختار بازار، سطوح کلیدی و نواحی عرضه و تقاضا استخراج میشوند.
زمانی که ستاپهایی مثل Order Block، Liquidity Sweep، FVG و یک کندل تأییدی کنار هم قرار میگیرند، یک ستاپ کامل شکل میگیرد. هدف، یافتن لحظهای است که احتمال موفقیت معامله بالا باشد.
ستاپ باید ساده، تکرارپذیر و با ریسک به ریوارد مناسب باشد. تفاوت آن با مفهوم کلی پرایس اکشن در اجرایی بودن است. ستاپ جایی است که تحلیل به تصمیم عملی تبدیل میشود و با تأیید چندلایه، نقطه ورود، حد ضرر و هدف را روشن میکند.
ستاپ پرایس اکشن و استراتژی معاملاتی مفاهیمی مرتبط هستند که نقشهای متفاوتی در معامله دارند.
ستاپ، لحظه دقیق ورود را بر اساس شرایط مشخص قیمتی نشان میدهد؛ یک الگو یا چیدمان خاص روی چارت که میگوید اکنون زمان اقدام است.
استراتژی، چارچوب کامل معامله را میسازد و قوانین ورود، خروج، مدیریت ریسک و سرمایه را تعیین میکند. در عمل، ستاپ بدون استراتژی پراکنده عمل میکند و استراتژی بدون ستاپهای روشن، اجرایی نمیشود.
به طور کلی تفاوت ستاپ معاملاتی پرایس اکشن و استراتژی معاملاتی را میتوان در جنبههای زیر بررسی کرد:
یک ستاپ پرایس اکشن سودده باید در شرایط واقعی بازار؛ جایی که نوسان، اسپرد، خبر و رفتار بازیگران بزرگ اثر میگذارد، دوام بیاورد. تریدرهای حرفهای سراغ ستاپهایی میروند که در بکتست و اجرای عملی، نتیجه پایداری نشان دادهاند و نقطه ورود مناسب با ریسک کنترلشده ارائه میکنند.
از مهمترین ویژگیهای یک ستاپ معاملاتی پرایس اکشن سودده میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
ویژگی مشترک تریدهای حرفهای این است که ستاپهایی را انتخاب میکنند که امتحان خود را پس دادهاند. این ستاپها شامل نواحی نقدینگی و اوردربلاکها هستند. در ادامه با چند ستاپ معاملاتی پرایس اکشن برای تریدرهای حرفهای آشنا میشویم:
ستاپ | مفهوم اصلی | R:R متوسط | بهترین تایمفریم | نقاط قوت اصلی | نقاط ضعف اصلی |
|---|---|---|---|---|---|
Liquidity Sweep | جمعآوری نقدینگی با شکست جعلی سطوح | ۱:۲.۵–۱:۴ | H4 – D1 | تله قوی برای خردها، حرکت سریع پس از sweep | شکستهای جعلی زیاد در رنج, نیاز به تأیید |
Order Block | ناحیه ورود پول هوشمند (آخرین کندل قبل ایمپالس) | ۱:۳–۱:۵ | H4 – D1 | وینریت بالا، پایه بسیاری از ستاپها | نیاز به دستنخورده بودن، واکنش ضعیف گاهی |
Breaker Block | Order Block شکستهشده که نقش معکوس میگیرد | ۱:۲–۱:۳.۵ | H1 – H4 | تغییر نقش سطح، واکنش قوی پس از تست | پیچیدگی شناسایی، کمتر تکرارپذیر |
FVG | شکاف عدم تعادل قیمت (Fair Value Gap) | ۱:۲–۱:۳ | M15 – H4 | ساده، تکرار بالا، هدف پر شدن گپ | گپهای ضعیف پر نمیشوند، نویز در پایین |
QM (Quasimodo) | الگوی بازگشتی شبیه سر و شانه نامتقارن | ۱:۲.۵–۱:۴ | H4 – D1 | ورود زودتر از سر و شانه کلاسیک | نیاز به ساختار کامل، کمتر در رنج |
Turtle Soup | شکست جعلی سطوح ۲۰ دورهای (Fakeout) | ۱:۲–۱:۳.۵ | H1 – H4 | شکار شکستهای جعلی، مناسب رنج و نوسان | شکست واقعی به جای جعلی، نویز زیاد |
AMD / PO3 | انباشت ← دستکاری ← توزیع (Power of 3) | ۱:۳–۱:۵ | H4 – D1 | درک چرخه نهنگها، حرکت قوی پس از Manipulation | شناسایی فازها سخت، زمانبر |
ستاپ Liquidity Sweep یعنی جایی که قیمت عمدا از یک سقف یا کف واضح رد میشود و سریع برمیگردد. این حرکت تصادفی نیست. معمولا در این نقاط، حد ضرر خیلی از معاملهگران قرار دارد. بازیگران بزرگ بازار با رد کردن قیمت از این نواحی، آن حد ضررها را فعال میکنند تا بتوانند با نقدینگی ایجاد شده، معامله خود را راحتتر انجام دهند. بعد از این اتفاق، قیمت اغلب جهتش را عوض میکند و یک حرکت سریع در خلاف جهت قبلی شکل میگیرد.

گاهی قبل از یک حرکت تند و واضح روی نمودار، یک کندل خاص دیده میشود که انگار جرقه آن حرکت بوده است. همان نقطه معمولا محل ورود معاملهگران بزرگ است. این ناحیه بعدها برای قیمت اهمیت پیدا میکند، چون بازار تمایل دارد دوباره به جایی برگردد که سفارشهای سنگین قبلا در آن اجرا شدهاند.
به عنوان مثال موقعیتی را تصور کنید که قیمت مدتی در یک محدوده خنثی نوسان دارد. ناگهان یک کندل نزولی قوی کف قبلی را میشکند. آخرین کندل صعودی قبل از این جهش، همان ناحیه مهم است. وقتی قیمت دوباره به آن برگردد، احتمال واکنش بالا میرود چون ردپای خریدهای بزرگ در آن دیده میشود.

برای اینکه هر ناحیهای را معتبر در نظر نگیرید، این فیلترها کمک میکنند:
گاهی قیمت از یک ناحیه مهم عبور میکند که قبلا انتظار داشتید نقش حمایت یا مقاومت داشته باشد. بعد از این شکست، همان ناحیه وقتی دوباره لمس میشود، اینبار برعکس عمل میکند. این رفتار، پایه شکلگیری Breaker Block است؛ جایی که یک Order Block قدیمی اعتبارش را از دست میدهد و به سطح جدیدی برای واکنش قیمت تبدیل میشود.
به عنوان مثال یک ناحیه فروش قوی روی چارت دارید و قیمت از آن ریزش کرده است. مدتی بعد قیمت با قدرت از بالای همان ناحیه عبور میکند. وقتی دوباره به آن برگردد، به جای ریزش، حمایت میگیرد و رشد میکند. این ناحیه حالا Breaker Block صعودی است.

نشانههای یک Breaker Block معتبر عبارتند از:
این ستاپ نشان میدهد کنترل بازار از یک سمت به سمت دیگر منتقل شده است.
حرکتهای سریع و انفجاری قیمت روی چارت، گاهی جاهایی را جا میگذارند که بازار فرصت معامله منصفانه در آن نداشته است. این ناحیهها همان چیزی هستند که در پرایس اکشن با نام FVG یا Fair Value Gap شناخته میشوند؛ محدودهای که قیمت با عجله از آن عبور کرده و بعدا تمایل دارد به آن برگردد.
FVG معمولا در یک الگوی سهکندلی شکل میگیرد:
کندل اول شروع حرکت قوی است، کندل دوم ادامه همان شتاب را نشان میدهد، کندل سوم خارج از محدوده کندل اول بسته میشود و بین سایهها یک فاصله دیده میشود. همین فاصله، ناحیه گپ محسوب میشود.

دو نوع رایج دارد:
نحوه استفاده عملی از FVG به صورت زیر است:
این ستاپ وقتی قدرت بیشتری دارد که با ساختار بازار، روند کلی، اوردر بلاک یا سطوح حمایت و مقاومت همپوشانی داشته باشد.
وقتی یک روند قوی خسته میشود، روی چارت ردپایی میگذارد که با کمی دقت دیده میشود. ستاپ QM یا Quasimodo همین ردپا است؛ الگویی بازگشتی که نشان میدهد ساختار قبلی بازار دیگر توان ادامه ندارد و احتمال چرخش قیمت بالا رفته است. ظاهرش کمی شبیه سر و شانه است، ولی ورود در QM زودتر و دقیقتر انجام میشود چون تمرکز آن روی شکست ساختار بازار است.

ساختار QM از پنج نقطه مهم شکل میگیرد:
نحوه استفاده عملی از QM هم شامل مراحل زیر است:
این الگو زمانی اعتبار بیشتری دارد که با نواحی عرضه و تقاضا، حمایت و مقاومت یا واگرایی RSI همزمان شود.
قیمت بعضی اوقات از یک سقف یا کف مهم عبور میکند و بسیاری تصور میکنند روند تازهای شروع شده است. چند دقیقه بعد، همان حرکت برمیگردد و معاملهگران شکست را در تله میاندازد. ستاپ Turtle Soup دقیقا از همین شکست جعلی سود میگیرد. ایده ساده است: بهجای دنبال کردن شکست، صبر کنید تا شکست ناموفق شود و در جهت مخالف وارد شوید.
منطق پشت این رفتار به «جمعآوری نقدینگی» مربوط است. بالای سقفها و پایین کفها محل تجمع حد ضررها است. بازار برای فعال کردن این سفارشها کمی از سطح عبور میکند و سپس به محدوده قبلی برمیگردد.

نحوه استفاده عملی از Turtle Soup در گامهای زیر خلاصه میشود:
این ستاپ در بازارهای رنج و نزدیک نواحی نقدینگی عملکرد بسیار خوبی دارد.
ستاپ AMD یا همان PO3 در پرایساکشن یک نگاه ساده به رفتار بازار دارد: قیمت بیهدف حرکت نمیکند. بازیگران بزرگ بازار، قبل از حرکت اصلی، سه مرحله را طی میکنند تا نقدینگی لازم را جمع کنند و بعد جهت واقعی را نشان دهند.
این سه مرحله شامل انباشت، دستکاری و توزیع است. اگر این چرخه را روی نمودار ببینید، رفتار قیمت ناگهان منطقی میشود.

در این مرحله قیمت داخل یک رنج آرام نوسان میکند. بازار خسته و بیجهت بهنظر میرسد.
اینجا پول هوشمند آرام پوزیشن میگیرد، بدون جلب توجه.
قیمت ناگهان از رنج خارج میشود و همه فکر میکنند روند شروع شده است.
این حرکت برای جمع کردن نقدینگی است.
بعد از فریب بازار، حرکت اصلی آغاز میشود.
بهترین ورود در این ستاپ معاملاتی پرایس اکشن بعد از پایان دستکاری و هنگام شکست ساختار بازار (ChoCh) است. حدضرر کمی آنطرفتر از سقف یا کف دستکاری قرار میگیرد. وقتی این سه فاز را روی چارت تشخیص دهید، میبینید بازار قبل از هر حرکت بزرگ، یک داستان سهپردهای تعریف میکند.
تبدیل یک ستاپ به پلن ورود یعنی رفتن از مشاهده الگو روی چارت به اجرای معامله با قوانین مشخص و قابل تکرار. مراحل اصلی تبدیل ستاپ معاملاتی پرایس اکشن به یک پلن سودده به این ترتیب است:
1. شناسایی و تأیید ستاپ: ابتدا بررسی کنید که ستاپ کامل شده باشد و حداقل دو یا سه تأیید قوی (ساختار بازار، کندل تأییدی، ناحیه کلیدی) داشته باشد.
2. تعیین نقطه ورود دقیق: ورود را دقیقا روی بسته شدن کندل تأییدی قرار دهید، نه روی سایه یا وسط کندل؛ نقطه باید کاملا مشخص و بدون ابهام باشد.
3. قرار دادن حد ضرر (Stop Loss): حد ضرر را همیشه زیر یا بالای ساختار کلیدی (Low یا High ناحیه مهم) بگذارید، نه بر اساس درصد یا عدد رند.
4. تعیین هدف سود (Take Profit): حداقل نسبت ریسک به ریوارد ۱:۲ را هدف بگیرید؛ از سطوح نقدینگی بعدی، FVG قدیمی یا نسبتهای فیبوناچی برای تعیین هدف استفاده کنید.
5. محاسبه حجم معامله: فقط ۰.۵ تا ۲ درصد از کل سرمایه را در هر معامله ریسک کنید؛ حجم را بر اساس فاصله حد ضرر و مقدار ریسک مجاز محاسبه کنید.
6. ثبت پلن قبل از ورود: قبل از کلیک روی معامله، تمام جزئیات (دلیل ورود، نقطه ورود، حد ضرر، هدف سود، حجم، شرط ابطال) را یادداشت کنید.
7. مدیریت معامله پس از ورود: اگر سود سریع به دست آوردید، بخشی از موقعیت را ببندید یا حد ضرر را به نقطه ورود منتقل کنید؛ در غیر این صورت طبق پلن اولیه عمل کنید.
با رعایت دقیق این مراحل، ستاپ از یک ایده ساده به یک معامله حرفهای و منظم تبدیل میشود و شانس موفقیت در بلندمدت بسیار بالاتر میرود.
بسیاری از تریدرها با وجود یادگیری ستاپهای خوب، به دلیل اشتباهات تکراری در اجرا، سود مستمر نمیگیرند. شناخت این اشتباهات کمک میکند تا از دامهای رایج خارج شوید و عملکرد واقعیتان بهبود یابد.
انتخاب تایمفریم مناسب یکی از مهمترین تصمیمات در پرایس اکشن است؛ چون مستقیما روی کیفیت ستاپ، تعداد سیگنال، اندازه حد ضرر و میزان نویز تأثیر میگذارد. تریدرهای حرفهای معمولا روی ۳ بازه زمانی اصلی تمرکز میکنند که هر کدام مزایا و کاربرد خاص خودش را دارد.
تایمفریم روزانه کمنویزترین و قابل اعتمادترین بازه برای ستاپهای پرایس اکشن است. ستاپهایی مثل Order Block، Liquidity Sweep، QM و FVG در تایم فریم روزانه معمولا وینریت بسیار بالاتری دارند چون نویزهای ساعتی و اخبار لحظهای تأثیر کمتری میگذارند.
در این تایم فریم، حد ضررها بزرگتر هستند (۵۰–۱۵۰ پیپ در فارکس)، اما نسبت ریسک به ریوارد هم به راحتی به ۱:۴ و ۱:۵ میرسد. برای تریدر ایرانی که نمیتواند تمام روز پای چارت باشد یا حساب کوچکی دارد، D1 بهترین گزینه است. از طریق این تایم فریم، معمولا ۱ تا ۴ معامله باکیفیت در ماه کافی است و استرس بسیار کمتری دارد.
H4 محبوبترین تایمفریم بین تریدرهای پرایس اکشن حرفهای است؛ چون هم نویز نسبتا کمی دارد و هم به اندازه کافی سیگنال میدهد (معمولا ۲–۸ ستاپ باکیفیت در هفته). ستاپهای Breaker Block، FVG و Turtle Soup در این تایمفریم بسیار قوی کار میکنند.
در تایم فریم 4 ساعته، حد ضررها منطقی (۲۰–۷۰ پیپ در جفتارزهای اصلی) و نسبت سود به ضرر معمولا بین ۱:۲.۵ تا ۱:۴ است. برای اکثر تریدرهای ایرانی که روزانه ۱–۳ ساعت وقت تحلیل دارند، H4 بهترین تعادل را بین کیفیت، فرکانس و مدیریت زندگی ایجاد میکند.
تایمفریم یک ساعته برای کسانی مناسب است که تجربه زیادی دارند و میتوانند سریع تصمیم بگیرند. در H1 تعداد ستاپها بسیار بیشتر است (گاهی ۵–۱۵ سیگنال در هفته)، اما نویز هم به شدت افزایش مییابد و درصد سیگنالهای جعلی بالاتر میرود.
ستاپهای Liquidity Sweep و AMD/PO3 در این تایمفریم عملکرد خوبی نشان میدهند. در تایم فریم 4 ساعته حد ضررها کوچک (۸–۳۰ پیپ) و نسبتها معمولا ۱:۱.۸ تا ۱:۳ است. این تایمفریم برای تریدرهای تماموقت، حسابهای بزرگتر و کسانی که اسکالپ پرایس اکشن انجام میدهند توصیه میشود. استفاده از H1 برای افراد مبتدی یا نیمهحرفهای معمولا ضررده است.
حال به سراغ یک مثال واقعی از کار با ستاپ پرایس اکشن میرویم. در این مثال، چند نشانه مهم کنار هم قرار گرفته و یک نقطه ورود ساختهاند.

تصویر بالا مربوط به EUR/USD در تایم چهار ساعته است و تصویر پایین مربوط به BTC/USDT در تایم یک ساعته. رفتار قیمت در هر دو شبیه هم است.
در تصویر پایین، پیش از این واکنش، قیمت یک Liquidity Sweep انجام داده است. یعنی حد ضرر معاملهگران در سقف یا کف قبلی فعال شده و سپس قیمت برمیگردد. بعد از آن، ساختار QM دیده میشود که تغییر رفتار بازار را نشان میدهد.
نشانههای این ورود در این ستاپ عبارتند از:
در واقع این ترتیب نشان میدهد که قیمت ابتدا نقدینگی را جمع کرده، در ناحیه مهم واکنش داده و بعد مسیر جدید را با قدرت شروع کرده است.
پرایساکشن یعنی خواندن رد پای قیمت روی نمودار. وقتی چند نشانه مهم کنار هم قرار بگیرند، ورود شما از حالت حدس خارج میشود و به یک تصمیم منطقی تبدیل میشود. با داشتن یک چکلیست مناسب، میتوانید پیش از هر ورود، یک مسیر مشخص را مرور کنید تا معامله بر پایه نظم جلو برود.
این چکلیست ترید با ستاپ معاملاتی پرایس اکشن به صورت زیر است:
وقتی بیشتر این موارد همزمان دیده شوند، ستاپ شما کاملتر میشود و ورود شما بر اساس منطق رفتار قیمت انجام میشود. این نظم، تفاوت بین معامله تصادفی و معامله حرفهای را به خوبی برای ما نمایان میکند.
شاید دوست داشته باشید بخوانید:
۵ گام تا ساخت استراتژی معاملاتی شخصی فارکس
۱۳ دی ۱۴۰۲ ۱۰K بازدید
۱۲ فروردین ۱۴۰۳ ۱K بازدید
معاملات شبکهای در فارکس چیست؟ استراتژی Grid Trading
۱۸ آذر ۱۴۰۴ ۱۹۲ بازدید
بررسی و مقایسه اسپرد و کمیسیونها در اپوفایننس و سایر بروکرها
۱۰ دی ۱۴۰۴ ۲۵۹ بازدید
آنچه خـواهید خـواند:
دستــههای محبــوب
آخریـن بررسی شدههای بازار سرمایه
پربازدیدترین آموزشها
نحوه فعال کردن صدا در لایو ترید
۱۸ مهر ۱۴۰۲ ۱۱۸K بازدید
آموزش نصب و نحوه نمایش تایم کندل در متاتریدر
۳ بهمن ۱۴۰۲ ۹۱K بازدید
آموزش بک تست رایگان بدون نیاز به اکانت پریمیوم
۱۱ تیر ۱۴۰۴ ۵۵K بازدید
اکسپرت بک تست + آموزش فعال سازی و نحوه کار با آن
۹ تیر ۱۴۰۴ ۵۳K بازدید
آشنایی با منوی ابزارها در تریدینگ ویو
۲۹ بهمن ۱۴۰۲ ۴۹K بازدید
آموزش ریکاوری توکن بعد از غیرفعال شدن شبکه BEP2
۱۳ آذر ۱۴۰۳ ۴۸K بازدید
دانلود متاتریدر ۴ + آموزش نصب MT4
۳۰ آبان ۱۴۰۲ ۴۳K بازدید
عضو چراغ نیستید؟
ثبت نام