بهترین ستاپ‌های معاملاتی پرایس اکشن که تریدرهای حرفه‌ای استفاده می‌کنند بهترین ستاپ‌های معاملاتی پرایس اکشن که تریدرهای حرفه‌ای استفاده می‌کنند بهترین ستاپ‌های معاملاتی پرایس اکشن که تریدرهای حرفه‌ای استفاده می‌کنند

بهترین ستاپ‌های معاملاتی پرایس اکشن که تریدرهای حرفه‌ای استفاده می‌کنند

۲۵ بهمن ۱۴۰۴ ۴۳ بازدید

حرکت قیمت روی نمودار، زبانی زنده و دقیق برای خواندن رفتار بازار است. تریدرهای حرفه‌ای به جای اتکا به اندیکاتورهای متعدد، تمرکز خود را روی الگوهایی می‌گذارند که از دل خود قیمت شکل می‌گیرد. این ستاپ‌های پرایس اکشن حاصل تجربه، مشاهده مداوم و درک عمیق ساختار بازار هستند. در این مطلب از چراغ، به سراغ مؤثرترین ستاپ‌هایی می‌رویم که در تصمیم‌گیری‌های معاملاتی حرفه‌ای‌ها نقش کلیدی دارند.

ستاپ معاملاتی در پرایس اکشن دقیقا به چه معناست؟

ستاپ معاملاتی در پرایس اکشن به مجموعه‌ای مشخص از شرایط قیمتی گفته می‌شود که هنگام شکل‌گیری روی چارت، نقطه ورود کم‌ریسک را نشان می‌دهد. این ستاپ‌ها از رفتار خام قیمت مانند کندل‌ها، ساختار بازار، سطوح کلیدی و نواحی عرضه و تقاضا استخراج می‌شوند.

زمانی که ستاپ‌هایی مثل Order Block، Liquidity Sweep، FVG و یک کندل تأییدی کنار هم قرار می‌گیرند، یک ستاپ کامل شکل می‌گیرد. هدف، یافتن لحظه‌ای است که احتمال موفقیت معامله بالا باشد.

ستاپ باید ساده، تکرارپذیر و با ریسک به ریوارد مناسب باشد. تفاوت آن با مفهوم کلی پرایس اکشن در اجرایی بودن است. ستاپ جایی است که تحلیل به تصمیم عملی تبدیل می‌شود و با تأیید چندلایه، نقطه ورود، حد ضرر و هدف را روشن می‌کند.

تفاوت ستاپ پرایس اکشن با استراتژی معاملاتی

ستاپ پرایس اکشن و استراتژی معاملاتی مفاهیمی مرتبط هستند که نقش‌های متفاوتی در معامله دارند.

ستاپ، لحظه دقیق ورود را بر اساس شرایط مشخص قیمتی نشان می‌دهد؛ یک الگو یا چیدمان خاص روی چارت که می‌گوید اکنون زمان اقدام است.

استراتژی، چارچوب کامل معامله را می‌سازد و قوانین ورود، خروج، مدیریت ریسک و سرمایه را تعیین می‌کند. در عمل، ستاپ بدون استراتژی پراکنده عمل می‌کند و استراتژی بدون ستاپ‌های روشن، اجرایی نمی‌شود.

به طور کلی تفاوت ستاپ معاملاتی پرایس اکشن و استراتژی معاملاتی را می‌توان در جنبه‌های زیر بررسی کرد:

  • دامنه: ستاپ نقطه ورود را مشخص می‌کند، استراتژی کل فرایند را پوشش می‌دهد
  • جزئیات: ستاپ بصری و ساده است، استراتژی قانون‌مند و دقیق است
  • تکرارپذیری: یک ستاپ در چند استراتژی کاربرد دارد، استراتژی به چند ستاپ تکیه می‌کند
  • زمان اجرا: ستاپ لحظه‌ای تصمیم می‌گیرد، استراتژی برنامه‌ریزی قبل و بعد را مدیریت می‌کند
  • مثال: ستاپ = بازگشت به Order Block و تشکیل Pin Bar / استراتژی = محدودیت زمان، ریسک مشخص، قوانین خروج مرحله‌ای

ویژگی‌های یک ستاپ پرایس اکشن سودده در بازار واقعی

یک ستاپ پرایس اکشن سودده باید در شرایط واقعی بازار؛ جایی که نوسان، اسپرد، خبر و رفتار بازیگران بزرگ اثر می‌گذارد، دوام بیاورد. تریدرهای حرفه‌ای سراغ ستاپ‌هایی می‌روند که در بک‌تست و اجرای عملی، نتیجه پایداری نشان داده‌اند و نقطه ورود مناسب با ریسک کنترل‌شده ارائه می‌کنند.

از مهم‌ترین ویژگی‌های یک ستاپ معاملاتی پرایس اکشن سودده می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • وین‌ریت واقعی حداقل ۶۰ تا ۶۵ درصد در بک‌تست و فوروارد تست صد معامله
  • ریسک به ریوارد میانگین ۱ به ۲.۵ یا بیشتر در سناریوهای سخت
  • تکرارپذیری در فارکس، کریپتو و شاخص‌ها روی نمادهای متنوع
  • تأیید چندلایه شامل ساختار بازار، کندل تأییدی و نشانه‌های نقدینگی یا حجم
  • نقطه ورود دقیق با حد ضرر کوچک و منطقی اطراف سطوح کلیدی
  • وابستگی کم به خبر و کارایی در ساعات مختلف بازار
  • سازگاری با اسپرد بالا و محدودیت‌های رایج برای تریدر ایرانی
  • امکان ریسک ۱ تا ۲ درصدی در هر معامله به صورت پایدار
  • فیلتر ساده برای حذف موقعیت‌های ضعیف مانند هم‌جهتی با روند روزانه
  • عملکرد بهتر در تایم‌فریم‌های H1 و بالاتر و مقاومت در برابر نویز پایین‌تر

مهم‌ترین ستاپ‌های معاملاتی پرایس اکشن مورد استفاده تریدرهای حرفه‌ای

ویژگی مشترک تریدهای حرفه‌ای این است که ستاپ‌هایی را انتخاب می‌کنند که امتحان خود را پس داده‌اند. این ستاپ‌ها شامل نواحی نقدینگی و اوردربلاک‌ها هستند. در ادامه با چند ستاپ معاملاتی پرایس اکشن برای تریدرهای حرفه‌ای آشنا می‌شویم:

ستاپ

مفهوم اصلی

R:R متوسط

بهترین تایم‌فریم

نقاط قوت اصلی

نقاط ضعف اصلی

Liquidity Sweep

جمع‌آوری نقدینگی با شکست جعلی سطوح

۱:۲.۵–۱:۴

H4 – D1

تله قوی برای خردها، حرکت سریع پس از sweep

شکست‌های جعلی زیاد در رنج, نیاز به تأیید

Order Block

ناحیه ورود پول هوشمند (آخرین کندل قبل ایمپالس)

۱:۳–۱:۵

H4 – D1

وین‌ریت بالا، پایه بسیاری از ستاپ‌ها

نیاز به دست‌نخورده بودن، واکنش ضعیف گاهی

Breaker Block

Order Block شکسته‌شده که نقش معکوس می‌گیرد

۱:۲–۱:۳.۵

H1 – H4

تغییر نقش سطح، واکنش قوی پس از تست

پیچیدگی شناسایی، کمتر تکرارپذیر

FVG

شکاف عدم تعادل قیمت (Fair Value Gap)

۱:۲–۱:۳

M15 – H4

ساده، تکرار بالا، هدف پر شدن گپ

گپ‌های ضعیف پر نمی‌شوند، نویز در پایین

QM (Quasimodo)

الگوی بازگشتی شبیه سر و شانه نامتقارن

۱:۲.۵–۱:۴

H4 – D1

ورود زودتر از سر و شانه کلاسیک

نیاز به ساختار کامل، کمتر در رنج

Turtle Soup

شکست جعلی سطوح ۲۰ دوره‌ای (Fakeout)

۱:۲–۱:۳.۵

H1 – H4

شکار شکست‌های جعلی، مناسب رنج و نوسان

شکست واقعی به جای جعلی، نویز زیاد

AMD / PO3

انباشت ← دستکاری ← توزیع (Power of 3)

۱:۳–۱:۵

H4 – D1

درک چرخه نهنگ‌ها، حرکت قوی پس از Manipulation

شناسایی فازها سخت، زمان‌بر

ستاپ Liquidity Sweep

ستاپ Liquidity Sweep یعنی جایی که قیمت عمدا از یک سقف یا کف واضح رد می‌شود و سریع برمی‌گردد. این حرکت تصادفی نیست. معمولا در این نقاط، حد ضرر خیلی از معامله‌گران قرار دارد. بازیگران بزرگ بازار با رد کردن قیمت از این نواحی، آن حد ضررها را فعال می‌کنند تا بتوانند با نقدینگی ایجاد شده، معامله خود را راحت‌تر انجام دهند. بعد از این اتفاق، قیمت اغلب جهتش را عوض می‌کند و یک حرکت سریع در خلاف جهت قبلی شکل می‌گیرد.

ستاپ لیکوییدیتی سوییپ

  • رد شدن قیمت از سقف و بازگشت، نشانه احتمال ریزش است
  • رد شدن قیمت از کف و بازگشت، نشانه احتمال رشد است
  • این نواحی همان سقف‌ها و کف‌های واضح نمودار هستند
  • بهتر است ورود روی نواحی مثل FVG یا Order Block بعد از این حرکت انجام شود
  • حد ضرر پشت همان سقف یا کف قرار می‌گیرد تا ریسک کم بماند
  • اگر این اتفاق در یک کندل با شدوی بلند رخ دهد، به آن Liquidity Grab می‌گویند
  • این ستاپ به تنهایی کافی نیست و باید کنار نشانه‌های دیگر استفاده شود
  • در تایم‌فریم‌های بالاتر واضح‌تر و قابل اعتمادتر دیده می‌شود

ستاپ Order Block

گاهی قبل از یک حرکت تند و واضح روی نمودار، یک کندل خاص دیده می‌شود که انگار جرقه آن حرکت بوده است. همان نقطه معمولا محل ورود معامله‌گران بزرگ است. این ناحیه بعدها برای قیمت اهمیت پیدا می‌کند، چون بازار تمایل دارد دوباره به جایی برگردد که سفارش‌های سنگین قبلا در آن اجرا شده‌اند.

به عنوان مثال موقعیتی را تصور کنید که قیمت مدتی در یک محدوده خنثی نوسان دارد. ناگهان یک کندل نزولی قوی کف قبلی را می‌شکند. آخرین کندل صعودی قبل از این جهش، همان ناحیه مهم است. وقتی قیمت دوباره به آن برگردد، احتمال واکنش بالا می‌رود چون ردپای خریدهای بزرگ در آن دیده می‌شود.

ستاپ اوردر بلاک

برای اینکه هر ناحیه‌ای را معتبر در نظر نگیرید، این فیلترها کمک می‌کنند:

  • هم‌راستا با شکست ساختار بازار مثل BoS یا CHoCH شکل گرفته باشد
  • بعد از آن حرکت سریع و پرقدرت دیده شود، مثل ایجاد FVG
  • ناحیه دست‌نخورده باشد و قبلا لمس نشده باشد
  • در میانه روند شکل گرفته باشد که با پولبک هم‌زمان شود
  • اگر قیمت قبلا شدویی داخل آن زده باشد، اعتبارش کاهش می‌یابد

ستاپ Breaker Block

گاهی قیمت از یک ناحیه مهم عبور می‌کند که قبلا انتظار داشتید نقش حمایت یا مقاومت داشته باشد. بعد از این شکست، همان ناحیه وقتی دوباره لمس می‌شود، این‌بار برعکس عمل می‌کند. این رفتار، پایه شکل‌گیری Breaker Block است؛ جایی که یک Order Block قدیمی اعتبارش را از دست می‌دهد و به سطح جدیدی برای واکنش قیمت تبدیل می‌شود.

به عنوان مثال یک ناحیه فروش قوی روی چارت دارید و قیمت از آن ریزش کرده است. مدتی بعد قیمت با قدرت از بالای همان ناحیه عبور می‌کند. وقتی دوباره به آن برگردد، به جای ریزش، حمایت می‌گیرد و رشد می‌کند. این ناحیه حالا Breaker Block صعودی است.

ستاپ بریکر بلاک

نشانه‌های یک Breaker Block معتبر عبارتند از:

  • ابتدا یک Order Block واضح وجود داشته باشد
  • قیمت با قدرت از آن عبور کند و شکست ساختار رخ دهد
  • بعد از شکست، قیمت برای تست دوباره به همان ناحیه برگردد
  • این بازگشت با واکنش سریع همراه شود و نقش سطح برعکس شود
  • هم‌زمانی با نشانه‌هایی مثل FVG یا سوئیپ نقدینگی اعتبار را بیشتر می‌کند
  • حد ضرر کمی آن‌طرف‌تر از ناحیه قرار می‌گیرد با ریسک به ریوارد مناسب

این ستاپ نشان می‌دهد کنترل بازار از یک سمت به سمت دیگر منتقل شده است.

ستاپ FVG

حرکت‌های سریع و انفجاری قیمت روی چارت، گاهی جاهایی را جا می‌گذارند که بازار فرصت معامله منصفانه در آن نداشته است. این ناحیه‌ها همان چیزی هستند که در پرایس اکشن با نام FVG یا Fair Value Gap شناخته می‌شوند؛ محدوده‌ای که قیمت با عجله از آن عبور کرده و بعدا تمایل دارد به آن برگردد.

FVG معمولا در یک الگوی سه‌کندلی شکل می‌گیرد:

کندل اول شروع حرکت قوی است، کندل دوم ادامه همان شتاب را نشان می‌دهد، کندل سوم خارج از محدوده کندل اول بسته می‌شود و بین سایه‌ها یک فاصله دیده می‌شود. همین فاصله، ناحیه گپ محسوب می‌شود.

ستاپ اف وی جی

دو نوع رایج دارد:

  • FVG صعودی: بین سقف کندل اول و کف کندل سوم فاصله ایجاد می‌شود. این ناحیه اغلب نقش حمایت دارد.
  • FVG نزولی: بین کف کندل اول و سقف کندل سوم فاصله می‌افتد. این محدوده معمولا مقاومت می‌شود.

نحوه استفاده عملی از FVG به صورت زیر است:

  • صبر کنید قیمت بعد از حرکت تند، به محدوده گپ برگردد.
  • داخل گپ دنبال کندل بازگشتی مانند انگلفینگ یا پین‌بار بگردید.
  • ورود را بعد از تأیید کندل انجام دهید، نه صرفا با لمس ناحیه.
  • حد ضرر کمی بیرون از مرز گپ قرار گیرد.
  • هدف سود روی سقف یا کف قبلی یا ناحیه نقدینگی بعدی تنظیم شود.

این ستاپ وقتی قدرت بیشتری دارد که با ساختار بازار، روند کلی، اوردر بلاک یا سطوح حمایت و مقاومت هم‌پوشانی داشته باشد. 

ستاپ QM در پرایس اکشن

وقتی یک روند قوی خسته می‌شود، روی چارت ردپایی می‌گذارد که با کمی دقت دیده می‌شود. ستاپ QM یا Quasimodo همین ردپا است؛ الگویی بازگشتی که نشان می‌دهد ساختار قبلی بازار دیگر توان ادامه ندارد و احتمال چرخش قیمت بالا رفته است. ظاهرش کمی شبیه سر و شانه است، ولی ورود در QM زودتر و دقیق‌تر انجام می‌شود چون تمرکز آن روی شکست ساختار بازار است.

ستاپ ترتل سوپ

ساختار QM از پنج نقطه مهم شکل می‌گیرد:

  • شانه چپ: آخرین کف یا سقف در جهت روند قبلی
  • سر: یک کف پایین‌تر در روند نزولی یا سقف بالاتر در روند صعودی
  • شانه راست: حرکتی ضعیف‌تر که نمی‌تواند قدرت قبلی را تکرار کند
  • شکست ساختار (BOS): قیمت از محدوده شانه چپ عبور می‌کند و تغییر رفتار بازار را نشان می‌دهد
  • سطح QML: همان تراز شانه چپ که بهترین ناحیه ورود محسوب می‌شود

نحوه استفاده عملی از QM هم شامل مراحل زیر است:

  • منتظر تشکیل کامل سر و شانه راست بمانید
  • شکست ساختار را با بسته شدن کندل تأیید کنید
  • وقتی قیمت به سطح QML برگشت، دنبال کندل تأییدی بگردید
  • حد ضرر را بالای سر در فروش و پایین سر در خرید قرار دهید
  • هدف سود را روی سقف یا کف قبلی بگذارید با نسبت حداقل ۱ به ۲

این الگو زمانی اعتبار بیشتری دارد که با نواحی عرضه و تقاضا، حمایت و مقاومت یا واگرایی RSI هم‌زمان شود. 

ستاپ Turtle Soup

قیمت بعضی اوقات از یک سقف یا کف مهم عبور می‌کند و بسیاری تصور می‌کنند روند تازه‌ای شروع شده است. چند دقیقه بعد، همان حرکت برمی‌گردد و معامله‌گران شکست را در تله می‌اندازد. ستاپ Turtle Soup دقیقا از همین شکست جعلی سود می‌گیرد. ایده ساده است: به‌جای دنبال کردن شکست، صبر کنید تا شکست ناموفق شود و در جهت مخالف وارد شوید.

منطق پشت این رفتار به «جمع‌آوری نقدینگی» مربوط است. بالای سقف‌ها و پایین کف‌ها محل تجمع حد ضررها است. بازار برای فعال کردن این سفارش‌ها کمی از سطح عبور می‌کند و سپس به محدوده قبلی برمی‌گردد.

ستاپ ترتل سوپ

نحوه استفاده عملی از Turtle Soup در گام‌های زیر خلاصه می‌شود:

  • روی تایم‌فریم بالاتر، سقف‌ها و کف‌های مهم را علامت بزنید
  • نزدیک سطح، به تایم‌فریم پایین‌تر بروید و رفتار قیمت را زیر نظر بگیرید
  • شکست کوتاه‌مدت سطح را ببینید که مومنتوم ادامه ندارد
  • بازگشت سریع قیمت به داخل رنج قبلی را به‌عنوان نشانه تله در نظر بگیرید
  • با دیدن کندل تأییدی وارد شوید:        {خرید وقتی قیمت دوباره بالای کف شکسته‌شده بسته می‌شود   فروش وقتی قیمت دوباره زیر سقف شکسته‌شده بسته می‌شود}
  • حد ضرر را کمی آن‌طرف‌تر از بیشترین نفوذ قرار دهید
  • هدف سود را روی حمایت یا مقاومت بعدی بگذارید با نسبت حداقل ۱ به ۲

این ستاپ در بازارهای رنج و نزدیک نواحی نقدینگی عملکرد بسیار خوبی دارد. 

ستاپ AMD یا PO3

ستاپ AMD یا همان PO3 در پرایس‌اکشن یک نگاه ساده به رفتار بازار دارد: قیمت بی‌هدف حرکت نمی‌کند. بازیگران بزرگ بازار، قبل از حرکت اصلی، سه مرحله را طی می‌کنند تا نقدینگی لازم را جمع کنند و بعد جهت واقعی را نشان دهند.

این سه مرحله شامل انباشت، دستکاری و توزیع است. اگر این چرخه را روی نمودار ببینید، رفتار قیمت ناگهان منطقی می‌شود.

ستاپ ای ام دی

فاز انباشت (Accumulation)

در این مرحله قیمت داخل یک رنج آرام نوسان می‌کند. بازار خسته و بی‌جهت به‌نظر می‌رسد.

  • نوسان کم و حرکت خنثی
  • شکل‌گیری یک محدوده مشخص حمایت و مقاومت
  • افزایش حجم بدون جهش قیمتی

اینجا پول هوشمند آرام پوزیشن می‌گیرد، بدون جلب توجه. 

فاز دستکاری (Manipulation)

قیمت ناگهان از رنج خارج می‌شود و همه فکر می‌کنند روند شروع شده است.

  • شکست فیک بالا یا پایین رنج
  • فعال شدن حدضرر معامله‌گران خرد
  • ایجاد تله برای خریداران یا فروشندگان

این حرکت برای جمع کردن نقدینگی است. 

فاز توزیع (Distribution)

بعد از فریب بازار، حرکت اصلی آغاز می‌شود.

  • کندل‌های قوی و پیوسته در یک جهت
  • شکست سقف یا کف‌های مهم
  • افزایش واضح حجم معاملات

ورود در PO3

بهترین ورود در این ستاپ معاملاتی پرایس اکشن بعد از پایان دستکاری و هنگام شکست ساختار بازار (ChoCh) است. حدضرر کمی آن‌طرف‌تر از سقف یا کف دستکاری قرار می‌گیرد. وقتی این سه فاز را روی چارت تشخیص دهید، می‌بینید بازار قبل از هر حرکت بزرگ، یک داستان سه‌پرده‌ای تعریف می‌کند. 

چگونه یک ستاپ پرایس اکشن را به پلن ورود واقعی تبدیل کنیم

تبدیل یک ستاپ به پلن ورود یعنی رفتن از مشاهده الگو روی چارت به اجرای معامله با قوانین مشخص و قابل تکرار. مراحل اصلی تبدیل ستاپ معاملاتی پرایس اکشن به یک پلن سودده به این ترتیب است:

1. شناسایی و تأیید ستاپ: ابتدا بررسی کنید که ستاپ کامل شده باشد و حداقل دو یا سه تأیید قوی (ساختار بازار، کندل تأییدی، ناحیه کلیدی) داشته باشد.

2. تعیین نقطه ورود دقیق: ورود را دقیقا روی بسته شدن کندل تأییدی قرار دهید، نه روی سایه یا وسط کندل؛ نقطه باید کاملا مشخص و بدون ابهام باشد.

3. قرار دادن حد ضرر (Stop Loss): حد ضرر را همیشه زیر یا بالای ساختار کلیدی (Low یا High ناحیه مهم) بگذارید، نه بر اساس درصد یا عدد رند.

4. تعیین هدف سود (Take Profit): حداقل نسبت ریسک به ریوارد ۱:۲ را هدف بگیرید؛ از سطوح نقدینگی بعدی، FVG قدیمی یا نسبت‌های فیبوناچی برای تعیین هدف استفاده کنید.

5. محاسبه حجم معامله: فقط ۰.۵ تا ۲ درصد از کل سرمایه را در هر معامله ریسک کنید؛ حجم را بر اساس فاصله حد ضرر و مقدار ریسک مجاز محاسبه کنید.

6. ثبت پلن قبل از ورود: قبل از کلیک روی معامله، تمام جزئیات (دلیل ورود، نقطه ورود، حد ضرر، هدف سود، حجم، شرط ابطال) را یادداشت کنید.

7. مدیریت معامله پس از ورود: اگر سود سریع به دست آوردید، بخشی از موقعیت را ببندید یا حد ضرر را به نقطه ورود منتقل کنید؛ در غیر این صورت طبق پلن اولیه عمل کنید.

با رعایت دقیق این مراحل، ستاپ از یک ایده ساده به یک معامله حرفه‌ای و منظم تبدیل می‌شود و شانس موفقیت در بلندمدت بسیار بالاتر می‌رود. 

اشتباهات رایج در استفاده از ستاپ‌های پرایس اکشن

بسیاری از تریدرها با وجود یادگیری ستاپ‌های خوب، به دلیل اشتباهات تکراری در اجرا، سود مستمر نمی‌گیرند. شناخت این اشتباهات کمک می‌کند تا از دام‌های رایج خارج شوید و عملکرد واقعی‌تان بهبود یابد.

  • ورود بدون تأیید کافی: خیلی‌ها فقط با دیدن شکل ظاهری ستاپ وارد می‌شوند، بدون اینکه منتظر کندل تأییدی قوی یا بسته شدن کندل بمانند.
  • نادیده گرفتن ساختار کلی بازار: معامله فقط بر اساس یک ستاپ محلی بدون توجه به روند روزانه یا هفتگی انجام می‌شود.
  • عدم رعایت نسبت ریسک به ریوارد: ورود به معامله‌ای که ریسک به ریوارد کمتر از ۱:۲ دارد.
  • بیش‌ترید کردن (Overtrading): دیدن چند ستاپ در یک روز و ورود به همه آن‌ها بدون صبر.
  • جابه‌جایی حد ضرر برای «دادن فرصت بیشتر»: وقتی قیمت به سمت حد ضرر حرکت می‌کند، SL را دورتر می‌برند.
  • عدم ثبت و بررسی معاملات گذشته: بدون ژورنال معاملاتی، تریدر همان الگوهای غلط را تکرار می‌کند.
  • ترکیب بیش از حد ستاپ‌ها بدون دلیل: تلاش برای استفاده همزمان از چندین ستاپ بدون منطق قوی.
  • معامله در زمان‌های پرنوسان بدون آمادگی ورود: در ساعات انتشار اخبار مهم ستاپ‌ها اغلب جعلی می‌شوند.

بهترین تایم فریم‌ها برای اجرای ستاپ‌های پرایس اکشن

انتخاب تایم‌فریم مناسب یکی از مهم‌ترین تصمیمات در پرایس اکشن است؛ چون مستقیما روی کیفیت ستاپ، تعداد سیگنال، اندازه حد ضرر و میزان نویز تأثیر می‌گذارد. تریدرهای حرفه‌ای معمولا روی ۳ بازه زمانی اصلی تمرکز می‌کنند که هر کدام مزایا و کاربرد خاص خودش را دارد. 

تایم‌فریم روزانه (D1) - بهترین انتخاب برای تریدرهای صبور و حساب‌های کوچک 

تایم‌فریم روزانه کم‌نویزترین و قابل اعتمادترین بازه برای ستاپ‌های پرایس اکشن است. ستاپ‌هایی مثل Order Block، Liquidity Sweep، QM و FVG در تایم فریم روزانه معمولا وین‌ریت بسیار بالاتری دارند چون نویزهای ساعتی و اخبار لحظه‌ای تأثیر کمتری می‌گذارند. 

در این تایم فریم، حد ضررها بزرگ‌تر هستند (۵۰–۱۵۰ پیپ در فارکس)، اما نسبت ریسک به ریوارد هم به راحتی به ۱:۴ و ۱:۵ می‌رسد. برای تریدر ایرانی که نمی‌تواند تمام روز پای چارت باشد یا حساب کوچکی دارد، D1 بهترین گزینه است. از طریق این تایم فریم، معمولا ۱ تا ۴ معامله باکیفیت در ماه کافی است و استرس بسیار کمتری دارد. 

تایم‌فریم ۴ ساعته (H4) - تعادل عالی بین کیفیت و تعداد سیگنال 

H4 محبوب‌ترین تایم‌فریم بین تریدرهای پرایس اکشن حرفه‌ای است؛ چون هم نویز نسبتا کمی دارد و هم به اندازه کافی سیگنال می‌دهد (معمولا ۲–۸ ستاپ باکیفیت در هفته). ستاپ‌های Breaker Block، FVG و Turtle Soup در این تایم‌فریم بسیار قوی کار می‌کنند. 
در تایم فریم 4 ساعته، حد ضررها منطقی (۲۰–۷۰ پیپ در جفت‌ارزهای اصلی) و نسبت سود به ضرر معمولا بین ۱:۲.۵ تا ۱:۴ است. برای اکثر تریدرهای ایرانی که روزانه ۱–۳ ساعت وقت تحلیل دارند، H4 بهترین تعادل را بین کیفیت، فرکانس و مدیریت زندگی ایجاد می‌کند. 

تایم‌فریم ۱ ساعته (H1) - مناسب اسکالپ و معاملات کوتاه‌مدت با تجربه بالا 

تایم‌فریم یک ساعته برای کسانی مناسب است که تجربه زیادی دارند و می‌توانند سریع تصمیم بگیرند. در H1 تعداد ستاپ‌ها بسیار بیشتر است (گاهی ۵–۱۵ سیگنال در هفته)، اما نویز هم به شدت افزایش می‌یابد و درصد سیگنال‌های جعلی بالاتر می‌رود. 
ستاپ‌های Liquidity Sweep و AMD/PO3 در این تایم‌فریم عملکرد خوبی نشان می‌دهند. در تایم فریم 4 ساعته حد ضررها کوچک (۸–۳۰ پیپ) و نسبت‌ها معمولا ۱:۱.۸ تا ۱:۳ است. این تایم‌فریم برای تریدرهای تمام‌وقت، حساب‌های بزرگ‌تر و کسانی که اسکالپ پرایس اکشن انجام می‌دهند توصیه می‌شود. استفاده از H1 برای افراد مبتدی یا نیمه‌حرفه‌ای معمولا ضررده است. 

نمونه سناریو واقعی ورود با ستاپ پرایس اکشن

حال به سراغ یک مثال واقعی از کار با ستاپ پرایس اکشن می‌رویم. در این مثال، چند نشانه مهم کنار هم قرار گرفته و یک نقطه ورود ساخته‌اند.

ستاپ پرایس اکشن

تصویر بالا مربوط به EUR/USD در تایم چهار ساعته است و تصویر پایین مربوط به BTC/USDT در تایم یک ساعته. رفتار قیمت در هر دو شبیه هم است. 

  • قیمت ابتدا به یک Order Block قدیمی برمی‌گردد. این ناحیه قبلا محل ورود سفارش‌های سنگین بوده و معمولا دوباره واکنش می‌دهد. 
  • بعد از رسیدن قیمت به این محدوده، یک FVG شکل می‌گیرد. این گپ نشان می‌دهد حرکت قبلی سریع بوده و بازار تمایل دارد آن را دوباره لمس کند. 
  • در همان ناحیه، یک Pin Bar دیده می‌شود که رد شدن قیمت را تایید می‌کند. 

در تصویر پایین، پیش از این واکنش، قیمت یک Liquidity Sweep انجام داده است. یعنی حد ضرر معامله‌گران در سقف یا کف قبلی فعال شده و سپس قیمت برمی‌گردد. بعد از آن، ساختار QM دیده می‌شود که تغییر رفتار بازار را نشان می‌دهد. 


نشانه‌های این ورود در این ستاپ عبارتند از: 

  • بازگشت قیمت به Order Block
  • تشکیل FVG بعد از واکنش قیمت
  • شکل‌گیری Pin Bar تاییدی
  • انجام Liquidity Sweep در سقف یا کف قبلی
  • دیده شدن ساختار QM
  • یک کندل اینگالف قوی بعد از آن

در واقع این ترتیب نشان می‌دهد که قیمت ابتدا نقدینگی را جمع کرده، در ناحیه مهم واکنش داده و بعد مسیر جدید را با قدرت شروع کرده است. 

جمع‌بندی و چک‌لیست اجرای ستاپ پرایس‌اکشن

پرایس‌اکشن یعنی خواندن رد پای قیمت روی نمودار. وقتی چند نشانه مهم کنار هم قرار بگیرند، ورود شما از حالت حدس خارج می‌شود و به یک تصمیم منطقی تبدیل می‌شود. با داشتن یک چک‌لیست مناسب، می‌توانید پیش از هر ورود، یک مسیر مشخص را مرور کنید تا معامله بر پایه نظم جلو برود. 


این چک‌لیست ترید با ستاپ معاملاتی پرایس اکشن به صورت زیر است: 

  •    روند تایم‌فریم بالاتر را مشخص کنید 
  •   ناحیه مهم را پیدا کنید: Order Block، حمایت، مقاومت یا ناحیه نقدینگی 
  •    بررسی کنید قیمت قبلا آن ناحیه را با قدرت ترک کرده باشد 
  •    وجود FVG یا گپ حرکتی را بررسی کنید 
  •    صبر کنید قیمت به ناحیه برگردد 
  •    نشانه جمع‌آوری نقدینگی مانند Liquidity Sweep را ببینید 
  •     تشکیل کندل تاییدی مثل Pin Bar یا Engulfing را صبر کنید 
  •  تغییر ساختار بازار مثل QM را بررسی کنید 
  •   حد ضرر را پشت ناحیه دستکاری قرار دهید 
  •   حد سود را روی سقف یا کف قبلی یا نسبت ریسک به ریوارد مناسب بگذارید 

وقتی بیشتر این موارد همزمان دیده شوند، ستاپ شما کامل‌تر می‌شود و ورود شما بر اساس منطق رفتار قیمت انجام می‌شود. این نظم، تفاوت بین معامله تصادفی و معامله حرفه‌ای را به خوبی برای ما نمایان می‌کند.

 

فرصت هیچ یادگیری را از دست ندهید! به ترتیب بخوانید :

آنچه خـواهید خـواند:

آخریـن بررسی شده‌های بازار سرمایه

دیدگاه خود را درباره” بهترین ستاپ‌های معاملاتی پرایس اکشن که تریدرهای حرفه‌ای استفاده می‌کنند ”با ما در میان بگذارید.

آیا مایل به دریافت جدیدترین اخبار و آموزشها از سایت چراغ هستید؟