
بسیاری از تریدرها بعد از مدتی فعالیت در بازارهای مالی به این نتیجه میرسند که مشکل اصلی آنها کمبود ابزار یا اندیکاتور نیست، بلکه نداشتن یک روش مشخص برای تصمیمگیری است. وقتی هر معامله با منطق متفاوتی انجام شود، نتیجهها هم قابل پیشبینی نخواهند بود و ترید به یک کار پراسترس و نامنظم تبدیل میشود. آنچه میتواند این مشکل را برطرف کند، داشتن یک چارچوب مشخص و تکرارشونده برای ورود و خروج از معاملات است. این چارچوب همان چیزی است که در بازار با نام «ستاپ معاملاتی» شناخته میشود.
در این مقاله قصد داریم بهصورت جامع به موضوع «ستاپ معاملاتی» بپردازیم و همچنین بهترین ستاپها در بازارهای مختلف را معرفی کنیم. همراه ما باشید.
ستاپ معاملاتی (Trading Setup) در واقع یک چارچوب مشخص برای تصمیمگیری در بازار است که به تریدر کمک میکند بداند چه زمانی وارد معامله شود. این چارچوب بر اساس شرایطی تعریف میشود که بارها در بازار تکرار میشوند و منطق مشخصی پشت آنها وجود دارد، نه حدس و گمان یا احساسات لحظهای.
برخلاف تصور رایج، ستاپ معاملاتی یک سیگنال آماده یا یک الگوی ساده نیست. ستاپ نتیجه بررسی دقیق رفتار قیمت، جریان نقدینگی، ساختار بازار و نحوه عملکرد بازیگران بزرگ است و به تریدر کمک میکند بداند چرا وارد یک معامله میشود، نه اینکه صرفاً دنبال یک فرصت تصادفی باشد.

در بازارهای مالی، تریدرهای آماتور معمولاً بر اساس احساس، عجله یا ترس تصمیم میگیرند، اما تریدرهای حرفهای تنها زمانی وارد معامله میشوند که ستاپ از پیش تعریفشده آنها بهطور کامل فعال شده باشد. این موضوع باعث میشود معاملات آنها محدودتر اما بهینهتر باشد و در بلندمدت به سوددهی برسند.
نکته قابل توجه اینکه ستاپ معاملاتی زمانی به یک سیستم معاملاتی سودده تبدیل میشود که:
در واقع، هسته اصلی هر سبک معاملاتی موفقی، ستاپهای معاملاتی معتبر و تکرارشونده هستند. اگر ستاپ ضعیف باشد، حتی بهترین مدیریت سرمایه هم نمیتواند یک تریدر را در بلندمدت نجات دهد.
بسیاری از تریدرها، مخصوصاً در مراحل ابتدایی، مفاهیمی مثل ستاپ معاملاتی، استراتژی، سیستم معاملاتی و پلن ترید را به اشتباه بهجای هم استفاده میکنند. در حالی که هرکدام از اینها تعریف خاص خود را دارند:
ستاپهای معاملاتی بهصورت اتفاقی شکل نمیگیرند. بازار قبل از حرکتهای اصلی معمولاً شرایط لازم را آماده میکند؛ مثل جمعآوری نقدینگی، ایجاد عدم تعادل بین عرضه و تقاضا و گاهی گمراه کردن معاملهگران کمتجربه.
تریدرهای حرفهای میدانند که قیمت برای حرکتهای بزرگ، به “سوخت” نیاز دارد؛ و این سوخت همان نقدینگی است. به همین دلیل، بازار اغلب ابتدا سراغ جاهایی میرود که بیشترین سفارشها و استاپها وجود دارد، مثل سقفها، کفها و سطوح واضح. ستاپها دقیقاً در همین نواحی شکل میگیرند، جایی که بازار از فاز آمادهسازی وارد فاز حرکت میشود.
یکی از مهمترین اصول در ترید حرفهای، درک نقدینگی و رفتار «پول هوشمند» است. بازیگران بزرگ بازار نمیتوانند یکباره وارد معامله شوند؛ آنها ابتدا نقدینگی لازم را جمع میکنند تا حرکتشان با کمترین مقاومت و بیشترین تأثیر اجرا شود.

این رفتار باعث میشود ستاپها در نقاط حساس شکل بگیرند:
● جاهایی که نقدینگی زیادی وجود دارد، مثل سقفها و کفهای مهم
● نواحیای که پول هوشمند قصد ورود یا خروج دارد
● نقاطی که رفتار قیمت نشانه برگشت یا ادامه روند را نشان میدهد
برای مثال، قبل از یک حرکت صعودی بزرگ، بازار ممکن است استاپهای فروش را فعال کند یا یک شکست فیک (Fake Breakout) ایجاد کند تا تریدرهای خرد از بازار خارج شوند و نقدینگی لازم فراهم شود.
بنابراین، ستاپ حرفهای واقعی وقتی شکل میگیرد که نقدینگی و رفتار بازیگران بزرگ در طراحی آن لحاظ شده باشد.
ستاپهای مبتنی بر قیمت بر اساس رفتار واقعی بازار و واکنش قیمت به سطوح کلیدی ساخته میشوند. این ستاپها علت حرکت قیمت را تحلیل میکنند و دید مستقیمتری نسبت به بازار ارائه میدهند.
در مقابل، ستاپهای مبتنی بر اندیکاتور معمولاً واکنشی هستند و اطلاعات گذشته قیمت را نشان میدهند. اندیکاتورها میتوانند بهعنوان فیلتر یا تأیید ثانویه عمل کنند، اما تکیه کامل بر آنها ریسک اشتباه را بالا میبرد.
تریدرهای حرفهای معمولاً ستاپهای مبتنی بر قیمت را پایه قرار میدهند و از اندیکاتورها برای تقویت تصمیم یا پیدا کردن تریگرهای کمکی استفاده میکنند.
ستاپهای حرفهای همیشه چند ویژگی مشترک دارند که در زیر به آنها میپردازیم:
هیچ ستاپی بدون درک کانتکست بازار معتبر نیست. قبل از ورود به معامله، باید بدانیم بازار در چه فازی قرار دارد: روند صعودی، نزولی، رنج یا فاز توزیع/انباشت. تشخیص جهت غالب قیمت، اولین قدم برای انتخاب ستاپ است، چون حتی بهترین ستاپها در جهت مخالف روند، احتمال موفقیت کمی دارند.
یک ستاپ معتبر همیشه دارای ۳ مولفه زیر است:
بدون این سه عنصر، ستاپ فقط یک ایده است و اجرای آن به شانس وابسته میشود. تریدر حرفهای هرگز بدون مشخص کردن این موارد وارد معامله نمیشود.

اغلب ستاپهای قدرتمند زمانی شکل میگیرند که همزمان چند تایمفریم بررسی شده باشد. معمولاً تایمفریم بالاتر جهت کلی بازار را مشخص میکند و تایمفریم پایین نقطه ورود دقیق را ارائه میدهد. این هماهنگی باعث میشود احتمال ورود درست افزایش یابد و ریسک کاهش پیدا کند.
حالا بیایید ببینیم تریدرهای حرفهای در بازارهای مالی بیشتر از چه ستاپهایی استفاده میکنند:
FVG (Fair Value Gap) نشاندهنده ناحیهای است که قیمت با سرعت بالا حرکت کرده و تعادل بین عرضه و تقاضا برقرار نشده است. این نواحی اغلب بعداً قیمت را به خود جذب میکنند و ورود در آنها با حد ضرر کوتاه و نسبت ریسک به ریوارد مناسب انجام میشود. وقتی قیمت به ناحیه FVG بازمیگردد، واکنش قیمت و شکل کندلها نشاندهنده بازگشت به تعادل است و تریدر میتواند با اطمینان بیشتری وارد معامله شود.

ستاپ OTE (Optimal Trade Entry) نقاط بهینه ورود در اصلاحهای بازار را مشخص میکند. وقتی بازار حرکت اصلی خود را انجام میدهد و سپس وارد فاز اصلاح یا پولبک میشود، نواحی OTE نشان میدهند که در کجا میتوان با ریسک کم و شانس بالای موفقیت وارد معامله شد. این نقاط معمولاً در حدود 61.8٪ تا 79٪ اصلاح فیبوناچی حرکت اصلی قرار میگیرند و به تریدرها کمک میکنند از ورودهای زودهنگام یا دیرهنگام اجتناب کنند.
ستاپ OTE بیشترین اعتبار را زمانی دارد که در جهت روند غالب و در کانتکست بازار شکل گرفته باشد. ورود در این نواحی با حد ضرر منطقی و نسبت ریسک به ریوارد مناسب، احتمال موفقیت معامله را افزایش میدهد

ستاپ AMD یا PO3 بر اساس تقسیم بازار به فازهای انباشت، دستکاری و توزیع (طبق تصویر زیر) عمل میکند. این تقسیمبندی کمک میکند حرکتهای بزرگ بعد از جمعآوری نقدینگی قابل شناسایی شوند.

QM (Quasimodo) زمانی شکل میگیرد که روند قبلی ضعف نشان داده (مشابه نمودار زیر) و بازار آماده تغییر ساختار است. این ستاپ نشانه احتمال برگشت یا ادامه روند با قدرت کم است.

ستاپ ترتل سوپ (Turtle Soup) با استفاده از شکار استاپهای کوچک کار میکند. بازار ابتدا سقف یا کف را میشکند و معاملهگران خرد را از بازار خارج میکند، سپس در جهت اصلی حرکت میکند.
اگرچه ستاپ ترتل سوپ در بازارهای پرنوسان و کمعمق ممکن است مفید باشد، اما در بازارهای نقدشونده یا رونددار، سیگنالهای زیادی تولید میکند که باعث فعال شدن حد ضرر میشود. بسیاری از تریدرهای تازهکار آن را به عنوان ستاپ جادویی میبینند، در حالی که بدون کانتکست مناسب و مدیریت ریسک، استفاده از آن اغلب ضررده است.

در این ستاپ، بازار ابتدا نقدینگی موجود در پشت سطوح کلیدی را جمع میکند و بعد حرکت اصلی خود را آغاز میکند. این ستاپ نشاندهنده ورود پول هوشمند به بازار است.
اوردر بلاک (Order Block) ناحیهای است که سفارشهای سنگین نهادی وارد بازار شدهاند و واکنش قیمت به این ناحیه اهمیت بالایی دارد. ستاپهای حرفهای اغلب از این نواحی برای تعیین نقاط ورود و خروج استفاده میکنند.

برکر بلاک(Breaker Block) زمانی شکل میگیرد که اوردر بلاک شکسته شده (طبق تصویر بالا) و نقش آن تغییر میکند. تفاوت اصلی این است که برکر بلاک نشاندهنده بازگشت یا تغییر جهت محتمل بازار است.

ستاپ معاملاتی RTM (Return To Maker) بر این منطق استوار است که حرکتهای قدرتمند بازار بهصورت تصادفی شکل نمیگیرند و معمولاً از نواحی خاصی آغاز میشوند که بازیگران بزرگ سفارشهای اصلی خود را در آن ثبت کردهاند. وقتی قیمت با قدرت از یک ناحیه خارج میشود، اغلب همه سفارشها در همان لحظه تکمیل نمیشوند و بازار تمایل دارد دوباره به مبدأ حرکت بازگردد. این بازگشت، فرصتی کمریسک برای ورود فراهم میکند؛ جایی که تریدر میتواند نزدیک به نقطه ورود پول هوشمند معامله کند، نه بعد از شکلگیری کامل حرکت.

در ستاپ RTM تمرکز اصلی روی شناسایی ناحیه شروع حرکت و واکنش قیمت هنگام بازگشت به آن است، نه پیشبینی جهت بازار. اگر قیمت بهصورت اصلاحی و با ضعف به این ناحیه برگردد و نشانههایی از توقف یا تغییر رفتار نشان دهد، میتوان آن را بهعنوان یک ورود معتبر در نظر گرفت. RTM زمانی بیشترین اعتبار را دارد که با جهت تایمفریم بالاتر همراستا باشد و همراه با مدیریت ریسک دقیق اجرا شود؛ در غیر این صورت، فقط یک محدوده روی چارت باقی میماند و نه یک ستاپ قابل اتکا.
STL یا Short-Term Liquidity به نواحیای در بازار گفته میشود که نقدینگی کوتاهمدت معاملهگران خرد در آن جمع شده است. این نقدینگی معمولاً پشت سقفها و کفهای نزدیک، هایها و لوهای تایم پایین و ساختارهای واضح کوتاهمدت قرار دارد؛ جایی که تریدرهای کمتجربه حد ضرر میگذارند یا با دید شکست وارد معامله میشوند.
از دید پول هوشمند، این نواحی حکم «سوخت حرکت» را دارند. بازار اغلب قبل از شروع حرکت اصلی، ابتدا این نقدینگی کوتاهمدت را جمعآوری میکند و بعد جهت واقعی خود را نشان میدهد. ستاپ STL دقیقاً روی همین رفتار بنا شده است.
ستاپ WOW یا World of Wisdom به تغییر ناگهانی و معنادار رفتار قیمت در یک ناحیه کلیدی اشاره دارد؛ جایی که بازار از حالت عادی خود خارج میشود و نشانههایی از ورود بازیگران بزرگ دیده میشود. در این ستاپ، تمرکز اصلی روی خود قیمت است، نه الگوها یا اندیکاتورها. وقتی قیمت پس از رسیدن به یک سطح مهم، بهطور غیرمنتظره سرعت میگیرد، کندلهای قوی شکل میدهد یا واکنش متفاوتی نسبت به گذشته نشان میدهد، میتوان آن ناحیه را بهعنوان یک WOW در نظر گرفت. این تغییر رفتار معمولاً خبر از آغاز یک حرکت قدرتمند یا تغییر فاز بازار میدهد.
ستاپ معاملاتی WOW زمانی اعتبار بیشتری پیدا میکند که در کانتکست درست بازار شکل بگیرد؛ یعنی همراستا با جهت تایمفریم بالاتر و پس از جمعآوری نقدینگی یا خروج معاملهگران ضعیف از بازار باشد. ورود در WOW معمولاً بعد از تأیید رفتار قیمت و با حد ضرر کوتاه انجام میشود، چون نقطه ورود نزدیک به ناحیهای است که تصمیم اصلی در آن گرفته شده است. به همین دلیل، WOW بیشتر برای تریدرهایی مناسب است که بهجای حفظ شکلها، به خواندن رفتار واقعی بازار تکیه میکنند.
یک ستاپ به تنهایی میتواند فرصت ورود خوبی باشد، اما سیستم معاملاتی سودده زمانی شکل میگیرد که چند ستاپ معتبر با هم ترکیب شوند و قوانین مشخصی برای مدیریت ریسک و اجرای معامله داشته باشند. ترکیب ستاپها باعث میشود احتمال موفقیت بیشتر شود و ریسک کاهش یابد.
هر معاملهگر سبک و شخصیت مخصوص به خود دارد؛ بعضی اهل ریسک بیشتر هستند، بعضی صبور و محتاطاند. ستاپهایی که انتخاب میکنید باید با شخصیت شما هماهنگ باشند. ستاپی که با روحیه شما سازگار نباشد، حتی اگر از نظر تکنیکالی قوی باشد، احتمالاً درست اجرا نخواهد شد.

یک سیستم موفق همیشه ستاپهای ضعیف را حذف میکند و فقط بهترینها را نگه میدارد. فیلتر کردن ستاپها میتواند بر اساس شرایط بازار، تایمفریم، نسبت ریسک به ریوارد و همراستایی با روند باشد.
هیچ ستاپی بدون مدیریت ریسک دقیق کامل نیست. تعیین حجم معامله، حد ضرر، نسبت ریسک به ریوارد و پیروی از قوانین آن، ستون اصلی هر سیستم معاملاتی است. حتی بهترین ستاپها هم اگر با ریسک کنترل نشده اجرا شوند، نمیتوانند سود پایدار ایجاد کنند.
حتی حرفهایترین ستاپها هم اگر درست اجرا نشوند، نتیجهای نمیدهند. معاملهگران اغلب با چند اشتباه تکراری مواجه هستند که موفقیت ستاپ را تحت تأثیر قرار میدهد:
یکی از مهمترین مراحل در حرفهای شدن، تست و اعتبارسنجی ستاپها است. بدون این مرحله، هیچ ستاپی قابل اعتماد نیست و صرفاً حدس یا حدس و گمان خواهد بود. بکتست کمک میکند تا ببینیم ستاپ در گذشته بازار چگونه عمل کرده و احتمال موفقیت آن در آینده چقدر است.

مراحل بکتست و اعتبارسنجی:
بسیاری از تریدرها در ابتدا ستاپها را فقط بهعنوان الگوهای آموزشی میبینند. در این نگاه، ستاپ صرفاً یک شکل روی چارت است که گفته میشود: «اگر قیمت اینجا رسید، وارد شو». این نوع دید به آموزش و تمرین اولیه کمک میکند، اما فضای واقعی بازار متفاوت است.
ستاپ زمانی ارزشمند است که:
به عبارت دیگر، ستاپ در نگاه آموزشی بیشتر جنبه یادگیری و شناخت الگوها دارد، اما در نگاه حرفهای، هسته سیستم معاملاتی و تصمیمگیری شماست. یک تریدر حرفهای فقط به شکل ستاپ نگاه نمیکند، بلکه دلیل شکلگیری آن، شرایط بازار و رفتار سایر معاملهگران را نیز تحلیل میکند.
این تفاوت دیدگاه، یکی از عوامل کلیدی است که باعث میشود یک معاملهگر آماتور با همان ستاپهایی که حرفهایها استفاده میکنند، نتیجه متفاوتی بگیرد.
حالا که با انواع ستاپهای معاملاتی آشنا شدیم، بیایید ببینیم کدام ستاپها برای بازارهای مختلف مناسبتر هستند:
در بازار ایران، بهدلیل نقدینگی محدود و تأثیر بازیگران حقوقی، ترکیبهایی که به شناسایی نقاط تجمع سفارشها و رفتار معاملهگران خرد توجه دارند، کارایی بالاتری دارند. ستاپهایی مثل اوردر بلاک همراه با FVG تریدرها معاملهگر کمک میکند نقاط ورود و خروج دقیقتری پیدا کند، و ترکیب STL و RTM فرصتهای کمریسک بازگشت قیمت به نواحی مهم را نشان میدهد. همچنین در تغییر روندهای کوتاهمدت، ستاپ QM میتواند هشدارهای اولیه برای اصلاح یا برگشت قیمت ارائه دهد.
در بازار کریپتو، به دلیل حرکتهای سریع و پرشتاب و نقدینگی متغیر، ستاپهایی که اصلاح قیمت و جمعآوری نقدینگی را در نظر میگیرند، عملکرد بهتری دارند. ستاپهایی مثل OTE همراه با FVG برای ورود به اصلاحها مناسب هستند و Liquidity Sweep همراه با STL نقاطی که نقدینگی خرد جمع شده را شناسایی میکنند، فرصتهای ورود کمریسک ایجاد میکنند. همچنین ستاپ WOW در این بازار، تغییرات ناگهانی رفتار قیمت را نشان میدهد و امکان ورود به حرکتهای قدرتمند پول هوشمند را فراهم میکند.
در بازار فارکس که نقدینگی بالا و روندهای پایدار غالب است، ستاپهایی که نقاط کلیدی با نقدینگی زیاد را شناسایی میکنند، مناسبتر هستند. ترکیب Order Block و RTM برای ورود به روند اصلی پس از اصلاح، و FVG و OTE برای شناسایی عدم تعادل قیمت و نقاط اصلاحی کارایی بالایی دارند. ستاپهایی مثل QM یا Turtle Soup به دلیل واکنش کمتر بازارهای نقدشونده به استاپهای خرد، معمولاً در تایمفریمهای کوتاه کاربرد کمی دارند، اما در تایمفریمهای بلند میتوانند حرکتهای بالقوه برگشتی را نشان دهند.
در بازار رنج که قیمت در یک محدوده نسبتا کوچک نوسان میکند، برخی ستاپها عملاً کارایی چندانی ندارند، زیرا این ستاپها بیشتر برای شناسایی حرکتهای قدرتمند و روندهای بلندمدت طراحی شدهاند. بهطور خاص، ستاپهایی که بر حرکتهای شکستناپذیر یا پولبکهای عمیق در روندها تمرکز دارند، در بازار رنج عملکرد ضعیفی دارند. برای مثال، ستاپهایی مثل QM که تغییر ساختار روند را شناسایی میکنند یا OTE که نقاط بهینه ورود در اصلاحهای روند را مشخص میکند، در بازار رنج معمولاً سیگنالهای غلط میدهند و ورود در آنها میتواند منجر به فعال شدن حد ضرر شود.
همچنین ستاپهایی مانند Liquidity Sweep و Turtle Soup که هدفشان جمعآوری نقدینگی و شکار استاپها در حرکتهای پرشتاب است، در بازار رنج به دلیل نبود حرکت قوی و جریان نقدینگی کافی، بهندرت فرصت عملیاتی ایجاد میکنند. در این شرایط، تمرکز روی ستاپهای کانال یا نوسان بین سطوح حمایت و مقاومت و استفاده از ابزارهای پرایس اکشن کوتاهمدت مانند STL برای شناسایی نقاط ورود و خروج نزدیک به سقف و کف، کارایی بیشتری دارد و از سیگنالهای کاذب جلوگیری میکند.
در این مقاله دیدیم که ستاپ معاملاتی یکی از لازمههای حرفهای شدن در بازارهای مالی است و اساس تصمیمگیری در معاملات را شکل میدهد. ستاپها بر پایه رفتار قیمت، نقدینگی و ساختار بازار طراحی میشوند و تریدرهای حرفهای با تمرکز روی ستاپهای باکیفیت، احتمال موفقیت خود را افزایش میدهند.
برای رسیدن به سوددهی پایدار، ستاپها باید در قالب یک سیستم معاملاتی منظم اجرا شوند. وقتی قوانین ورود و خروج، مدیریت ریسک و نظم در اجرا رعایت شود، معاملات با کیفیت و قابل پیشبینی خواهند بود و معاملهگر میتواند در بلندمدت به نتایج پایدار دست یابد.
برای رسیدن به سوددهی پایدار، ستاپها باید در قالب یک سیستم معاملاتی منظم اجرا شوند. وقتی قوانین ورود و خروج، مدیریت ریسک و نظم در اجرا رعایت شود، معاملات با کیفیت و قابل پیشبینی خواهند بود و معاملهگر میتواند در بلندمدت به نتایج پایدار دست یابد.
شاید دوست داشته باشید بخوانید:
۱۳ اسفند ۱۴۰۲ ۴K بازدید
بررسی کامل امواج الیوت در فارکس
۱۸ فروردین ۱۴۰۴ ۷K بازدید
همه چیز درباره اسپرد در فارکس + معرفی 5 بروکر با کمترین میزان اسپرد
۱۶ مهر ۱۴۰۲ ۱۸K بازدید
آموزش تحلیل تکنیکال قسمت یازدهم (تعریف بیس و نحوه استفاده از آن در ترید)
۱۴ فروردین ۱۴۰۳ ۱۲K بازدید
آنچه خـواهید خـواند:
دستــههای محبــوب
آخریـن بررسی شدههای بازار سرمایه
پربازدیدترین آموزشها
نحوه فعال کردن صدا در لایو ترید
۱۸ مهر ۱۴۰۲ ۱۱۷K بازدید
آموزش نصب و نحوه نمایش تایم کندل در متاتریدر
۳ بهمن ۱۴۰۲ ۹۱K بازدید
آموزش بک تست رایگان بدون نیاز به اکانت پریمیوم
۱۱ تیر ۱۴۰۴ ۵۵K بازدید
اکسپرت بک تست + آموزش فعال سازی و نحوه کار با آن
۹ تیر ۱۴۰۴ ۵۳K بازدید
آشنایی با منوی ابزارها در تریدینگ ویو
۲۹ بهمن ۱۴۰۲ ۴۸K بازدید
آموزش ریکاوری توکن بعد از غیرفعال شدن شبکه BEP2
۱۳ آذر ۱۴۰۳ ۴۸K بازدید
دانلود متاتریدر ۴ + آموزش نصب MT4
۳۰ آبان ۱۴۰۲ ۴۳K بازدید
عضو چراغ نیستید؟
ثبت نام