ICT در ایران یکی از پرطرفدارترین سبکهای ترید محسوب میشود، اما متأسفانه این سبک در بسیاری از موارد بهصورت سطحی آموزش داده شده است. بخش قابل توجهی از تریدرها، ستاپهای معاملاتی ICT را مجموعهای از نقاط ورود آماده میدانند؛ در حالی که ماهیت واقعی این سبک، درک منطق حرکت قیمت، رفتار نقدینگی و تصمیمات پول هوشمند است، نه حفظ چند الگوی ثابت.
در واقع ICT یک چارچوب تحلیلی عمیق برای خواندن ساختار بازار است. اگر معاملهگر فقط به دنبال پیدا کردن FVG، Order Block یا Judas Swing باشد، بدون اینکه بداند چرا این نواحی شکل میگیرند، نتیجه چیزی جز معاملات پراکنده و ناپایدار نخواهد بود. در این مقاله ستاپهای معاملاتی ICT را از سطح پایه تا پیشرفته با زبانی تا حد ممکن ساده آموزش میدهیم تا بتوانید بهجای تقلید کورکورانه، منطق واقعی بازار را درک کنید.
ICT مخفف Inner Circle Trader است؛ سبکی از تحلیل بازارهای مالی که بر پایه درک رفتار پول هوشمند (Smart Money) شکل گرفته است. این روش توسط مایکل هادلستون توسعه داده شد و هدف اصلی آن شناسایی مسیر حرکت سرمایههای بزرگ مانند بانکها و مؤسسات مالی روی نمودار قیمت است. برخلاف روشهای رایج که بیشتر بر اندیکاتورها یا الگوهای ظاهری تمرکز دارند، ICT تلاش میکند منطق پشت حرکات بازار و شکلگیری انواع ستاپ معاملاتی را در بستر ساختار کلان قیمت توضیح دهد.

در نگاه ICT، قیمت بهصورت تصادفی حرکت نمیکند. بازار برای انجام حرکات بزرگ ابتدا نیاز به نقدینگی دارد و این نقدینگی معمولاً در قالب حد ضرر معاملهگران خرد، بالای سقفها و زیر کفها جمع شده است. به همین دلیل، قیمت اغلب ابتدا این نواحی را جارو میکند و سپس جهت واقعی خود را نشان میدهد. معاملهگر ICT با شناسایی این رفتارها (مانند جذب نقدینگی، تغییر ساختار بازار، اردربلاکها و گپ ارزش منصفانه) سعی میکند هممسیر با پول هوشمند وارد معاملات شود، نه در برابر آن.
ICT فقط یک استراتژی ورود و خروج نیست؛ بلکه یک مدل فکری برای خواندن روایت بازار است که معاملهگر را از دنبالکردن سیگنالهای سطحی دور کرده و به سمت درک عمیقتری از ساختار و هدف حرکت قیمت هدایت میکند.
طبق این رویکرد:
بنابراین «ستاپ معاملاتی» در ICT یعنی شرایطی که بازار منطق لازم برای ورود سرمایه بزرگ را نشان میدهد.
ستاپهای معاملاتی ICT برخلاف سیستمهای کلاسیک که روی اندیکاتورها یا الگوهای ظاهری تمرکز دارند، بر پایهی منطق حرکت پول هوشمند (Smart Money) طراحی شدهاند. در این سبک، معاملهگر تلاش میکند رد پای مؤسسات مالی را در ساختار قیمت شناسایی کرده و همراه با آنها وارد بازار شود.

هر ستاپ ICT از چند مؤلفهی اصلی تشکیل شده که نبود هرکدام میتواند اعتبار معامله را بهشدت کاهش دهد. در ادامه، مهمترین اجزای این ستاپها را بهصورت مفصل بررسی میکنیم.
پایهی تمام ستاپهای ICT، درک صحیح ساختار بازار است. منظور از ساختار بازار، نحوهی شکلگیری سقفها و کفها و جهت غالب حرکت قیمت است.
در ICT، ساختار به سه حالت اصلی تقسیم میشود:
اما نکتهی کلیدی، تشخیص شکست ساختار (Break in Structure – BOS) و تغییر شخصیت بازار (Change of Character – CHoCH) است.

BOS نشاندهندهی ادامهی روند فعلی است، در حالی که CHoCH معمولاً اولین نشانهی تغییر جهت بازار محسوب میشود. اغلب ستاپهای ICT پس از وقوع CHoCH و تثبیت ساختار جدید فعال میشوند.
بدون تأیید ساختار، ورود به معامله صرفاً یک حدس است، نه تصمیم مبتنی بر منطق بازار.
در ICT فرض بر این است که بازار برای حرکتهای بزرگ، ابتدا نیاز به جمعآوری نقدینگی دارد. این نقدینگی معمولاً بالای سقفها و زیر کفها قرار دارد؛ جایی که استاپ لاس معاملهگران خرد انباشته شده است.
دو نوع نقدینگی اصلی وجود دارد:
پول هوشمند اغلب ابتدا این نواحی را Sweep میکند (اصطلاحاً Stop Hunt)، سپس حرکت اصلی خود را آغاز میکند.
بنابراین یک ستاپ ICT معتبر معمولاً شامل:
است.
یکی از مفاهیم بنیادی ICT، تقسیم رنج حرکتی بازار به دو بخش است:

قانون ساده اما بسیار مهم:
این تقسیمبندی معمولاً با استفاده از فیبوناچی ۵۰٪ یا Equilibrium انجام میشود.
معاملهگر ICT دنبال خرید در سقف یا فروش در کف نیست؛ بلکه منتظر بازگشت قیمت به ناحیهی ارزش منصفانه میماند.
اوردر بلاک آخرین کندل مخالف قبل از یک حرکت ایمپالس قوی است و نشاندهندهی ورود حجم سنگین مؤسسات به بازار است.
در ICT، اردربلاکها بهعنوان نواحی بالقوهی برگشت قیمت استفاده میشوند.
ویژگیهای یک اردربلاک معتبر:
بسیاری از ستاپها دقیقاً روی ریتست همین اردربلاکها اجرا میشوند.
FVG زمانی شکل میگیرد که بازار با عدم تعادل قیمتی حرکت میکند و بین کندلها فضای خالی باقی میماند.
این ناحیه نشاندهندهی عدم تطابق عرضه و تقاضاست و قیمت معمولاً تمایل دارد برای «متعادلسازی»، به آن بازگردد.
در ستاپهای ICT:
یکی از تفاوتهای اساسی ICT با سبکهای سطحی، استفادهی همزمان از چند تایمفریم است:
مثلاً:
H4 → جهت
M15 → ستاپ
M1 → Entry
این همراستایی تایمفریمها باعث افزایش چشمگیر وینریت معاملات میشود.
ICT اهمیت زیادی برای سشن معاملاتی در بازارهای مالی قائل است، مخصوصاً:
بیشتر حرکات اصلی بازار در این بازهها شکل میگیرد. ستاپی که خارج از Kill Zone تشکیل شود، معمولاً اعتبار کمتری دارد.

ستاپهای معاملاتی ICT مجموعهای از ابزارهای پراکنده نیستند؛ بلکه یک چارچوب منسجم بر پایهی رفتار پول هوشمند هستند. ساختار بازار، نقدینگی، Premium/Discount، اردربلاک، FVG، تایمفریمها و زمانبندی، همگی قطعات یک پازلاند.
تنها زمانی یک ستاپ ICT ارزش اجرا دارد که چند مؤلفه بهصورت همزمان همراستا شوند — در غیر این صورت، معامله صرفاً یک حدس آماری است، نه تصمیم حرفهای.
در سبک ICT، ستاپ فقط یک نقطه ورود نیست؛ بلکه یک سناریوی کامل بازار است که از جمعآوری نقدینگی شروع میشود و به توزیع قیمت ختم میگردد. هر ستاپ معتبر باید دارای منطق مشخص باشد و بتوان آن را روی چارت «روایت» کرد.
در ادامه، مهمترین ستاپهای ICT را با مثالهای کامل توضیح میدهیم.
این ستاپ یکی از بنیادیترین الگوهای معاملاتی در ICT محسوب میشود و بر پایه رفتار طبیعی بازار برای جمعآوری نقدینگی شکل میگیرد. در این سناریو، قیمت ابتدا به نواحیای حرکت میکند که استاپ معاملهگران خرد انباشته شده است (معمولاً زیر کفها یا بالای سقفها) و پس از فعالسازی این سفارشها، جهت واقعی خود را با یک تغییر شخصیت بازار (CHoCH) نشان میدهد. این تغییر ساختار اغلب اولین نشانه ورود پول هوشمند است.

مثال:
فرض کنید جفتارز EURUSD را در تایمفریم M15 بررسی میکنی.
ستاپ اردربلاک بر این فرض استوار است که مؤسسات مالی سفارشهای بزرگ خود را در یک محدوده قیمتی خاص اجرا میکنند، نه در یک نقطه دقیق. این محدوده که بهصورت آخرین کندل مخالف قبل از حرکت ایمپالس شناسایی میشود، Order Block نام دارد و اغلب بهعنوان ناحیه بازگشت قیمت عمل میکند.
در این ستاپ، معاملهگر منتظر میماند تا پس از شکست ساختار، قیمت مجدداً به اردربلاک بازگردد. این بازگشت معمولاً فرصتی برای ورود کمریسک در جهت روند اصلی فراهم میکند و در صورت همراستایی با ساختار بازار و ناحیه ارزش، یکی از دقیقترین نقاط ورود ICT محسوب میشود.

مثال:
در تایم H1 مشاهده میکنید:
قیمت مدتها رنج بوده و ناگهان یک حرکت صعودی قوی ایجاد میشود و سقف قبلی شکسته میشود (BOS)
حالا:
این ستاپ بر مفهوم ارزشگذاری نسبی قیمت بنا شده است. در ICT، هر حرکت بازار به دو بخش Premium (گران) و Discount (ارزان) تقسیم میشود و اصل اساسی این است که خرید در Discount و فروش در Premium انجام شود. این نگاه باعث میشود معاملهگر برخلاف رفتار هیجانی بازار عمل کند.
ستاپ بازگشت از Premium یا Discount معمولاً زمانی فعال میشود که قیمت وارد یکی از این نواحی شده و همزمان نشانههایی از جذب نقدینگی و تغییر ساختار ظاهر گردد. در این شرایط، بازار آماده چرخش است و معاملهگر میتواند همراه با پول هوشمند وارد فاز جدید حرکت شود.
سپس:
ورود به پوزیشن Sell انجام میشود.
گپ ارزش منصفانه زمانی ایجاد میشود که بازار با شتاب بالا حرکت کند و بین کندلها عدم تعادل عرضه و تقاضا به وجود آید. از دید ICT، این ناحیه نشاندهنده قیمتهایی است که بهطور کامل معامله نشدهاند و بازار تمایل دارد برای ایجاد تعادل دوباره به آنها بازگردد.
ستاپ FVG بر پایه همین رفتار اصلاحی بازار طراحی شده است. معاملهگر منتظر پولبک قیمت به این ناحیه میماند و در صورت همزمانی با ساختار مناسب و موقعیت Premium یا Discount، از آن بهعنوان ناحیه ورود دقیق استفاده میکند. این ستاپ بیشتر برای ورودهای دقیق با ریسک پایین کاربرد دارد.
در سشن نیویورک:
در اینجا Sell میگیرید.
ستاپ Kill Zone بر عامل زمان تمرکز دارد و یکی از ویژگیهای منحصربهفرد سبک ICT محسوب میشود. این ستاپ در بازههای زمانی خاصی از روز، بهویژه سشن معاملاتی لندن و نیویورک، اجرا میشود؛ زمانی که بیشترین حجم معاملات و ورود سرمایه مؤسسات اتفاق میافتد.
در این بازهها، بازار اغلب ابتدا نقدینگی سشن آسیایی یا سقفها و کفهای کوتاهمدت را جمعآوری کرده و سپس حرکت اصلی روز را آغاز میکند. ستاپ Kill Zone به معاملهگر کمک میکند تنها در ساعاتی معامله کند که احتمال شکلگیری حرکات واقعی بازار بالاتر است.
این ستاپ بر پایهی تشخیص ضعف روند و ورود هوشمندانه در نقطه بازگشت بازار طراحی شده است. زمانی که قیمت موفق به ثبت سقف یا کف جدید نمیشود، میتوان این رفتار را نشانهای از کاهش قدرت روند فعلی دانست؛ وضعیتی که اغلب مقدمهای برای تغییر جهت بازار است. در چنین شرایطی، احتمال شکلگیری حرکت معکوس نسبت به روند غالب افزایش پیدا میکند.
بهطور خلاصه، برای فعال شدن این ستاپ معاملاتی باید سه مؤلفه رفتاری بهصورت متوالی روی نمودار مشاهده شود. نخست، قیمت در شکست آخرین سقف یا کف ناکام میماند که بهعنوان سیگنال اولیه ضعف روند یا همان SMS شناخته میشود. سپس یک شکست ساختار بازار (BMS) رخ میدهد که این ضعف را تأیید میکند. در مرحله سوم، قیمت به ناحیه اردربلاک بازمیگردد (RTO) و این بازگشت، فرصت مناسب ورود به معامله را فراهم میسازد.

اجرای موفق این ستاپ مستلزم تسلط کافی بر شناسایی اردربلاکها و سطوح کلیدی حمایت و مقاومت است. علاوه بر آن، معاملهگر باید درک دقیقی از ساختار بازار داشته باشد و بتواند انواع روندها را بهدرستی تشخیص دهد؛ چراکه بدون این مهارتها، تشخیص معتبر بودن سیگنالها عملاً امکانپذیر نخواهد بود.
اکثر تریدرها در ICT شکست میخورند زیرا:
ICT یک سیستم برای سریع پولدار شدن نیست؛ یک مهارت خواندن بازار است.
یک پلن ساده برای استفاده از ستاپهای معاملاتی ICT به شرح زیر است:
ستاپهای معاملاتی ICT مجموعهای از الگوهای ورود نیستند؛ بلکه بازتاب رفتار پول هوشمند در بازار هستند. موفقیت در این سبک ترید نیازمند درک ساختار، صبر برای جذب نقدینگی و اجرای دقیق روی تایمفریمهای پایین است.
اگر «چرایی» هر حرکت قیمت را بفهمید، ستاپها خودشان شکل میگیرند. اما اگر فقط به دنبال نقاط ورود آماده باشید، ICT هم برایتان تفاوتی با سایر استراتژیها نخواهد داشت.
شاید دوست داشته باشید بخوانید:
آموزش تحلیل تکنیکال قسمت پانزدهم (Double top double bottom)
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳ ۷K بازدید
مبادلات انتقالی یا Carry Trade چیست؟
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۳ ۱K بازدید
آشنایی با الگوهای شمعی تک کندلی در معاملات
۱۰ دی ۱۴۰۲ ۲K بازدید
لبه معاملاتی (Trading Edge) در فارکس چیست؟
۲۷ آبان ۱۴۰۴ ۶۳۶ بازدید
آنچه خـواهید خـواند:
دستــههای محبــوب
آخریـن بررسی شدههای بازار سرمایه
پربازدیدترین آموزشها
نحوه فعال کردن صدا در لایو ترید
۱۸ مهر ۱۴۰۲ ۱۱۹K بازدید
آموزش نصب و نحوه نمایش تایم کندل در متاتریدر
۳ بهمن ۱۴۰۲ ۹۲K بازدید
آموزش بک تست رایگان بدون نیاز به اکانت پریمیوم
۱۱ تیر ۱۴۰۴ ۵۶K بازدید
اکسپرت بک تست + آموزش فعال سازی و نحوه کار با آن
۹ تیر ۱۴۰۴ ۵۴K بازدید
آشنایی با منوی ابزارها در تریدینگ ویو
۲۹ بهمن ۱۴۰۲ ۴۹K بازدید
آموزش ریکاوری توکن بعد از غیرفعال شدن شبکه BEP2
۱۳ آذر ۱۴۰۳ ۴۸K بازدید
دانلود متاتریدر ۴ + آموزش نصب MT4
۳۰ آبان ۱۴۰۲ ۴۳K بازدید
عضو چراغ نیستید؟
ثبت نام