آموزش کامل ستاپ‌های معاملاتی ICT از صفر تا پیشرفته

آموزش کامل ستاپ‌های معاملاتی ICT از صفر تا پیشرفته

۳ اسفند ۱۴۰۴ ۱۰ بازدید

ICT در ایران یکی از پرطرفدارترین سبک‌های ترید محسوب می‌شود، اما متأسفانه این سبک در بسیاری از موارد به‌صورت سطحی آموزش داده شده است. بخش قابل توجهی از تریدرها، ستاپ‌های معاملاتی ICT را مجموعه‌ای از نقاط ورود آماده می‌دانند؛ در حالی که ماهیت واقعی این سبک، درک منطق حرکت قیمت، رفتار نقدینگی و تصمیمات پول هوشمند است، نه حفظ چند الگوی ثابت.

در واقع ICT یک چارچوب تحلیلی عمیق برای خواندن ساختار بازار است. اگر معامله‌گر فقط به دنبال پیدا کردن FVG، Order Block یا Judas Swing باشد، بدون اینکه بداند چرا این نواحی شکل می‌گیرند، نتیجه چیزی جز معاملات پراکنده و ناپایدار نخواهد بود. در این مقاله ستاپ‌های معاملاتی ICT را از سطح پایه تا پیشرفته با زبانی تا حد ممکن ساده آموزش می‌دهیم تا بتوانید به‌جای تقلید کورکورانه، منطق واقعی بازار را درک کنید.

ICT چیست ؟

ICT مخفف Inner Circle Trader است؛ سبکی از تحلیل بازارهای مالی که بر پایه درک رفتار پول هوشمند (Smart Money) شکل گرفته است. این روش توسط مایکل هادلستون توسعه داده شد و هدف اصلی آن شناسایی مسیر حرکت سرمایه‌های بزرگ مانند بانک‌ها و مؤسسات مالی روی نمودار قیمت است. برخلاف روش‌های رایج که بیشتر بر اندیکاتورها یا الگوهای ظاهری تمرکز دارند، ICT تلاش می‌کند منطق پشت حرکات بازار و شکل‌گیری انواع ستاپ معاملاتی را در بستر ساختار کلان قیمت توضیح دهد.

ستاپ آی سی تی چیست

در نگاه ICT، قیمت به‌صورت تصادفی حرکت نمی‌کند. بازار برای انجام حرکات بزرگ ابتدا نیاز به نقدینگی دارد و این نقدینگی معمولاً در قالب حد ضرر معامله‌گران خرد، بالای سقف‌ها و زیر کف‌ها جمع شده است. به همین دلیل، قیمت اغلب ابتدا این نواحی را جارو می‌کند و سپس جهت واقعی خود را نشان می‌دهد. معامله‌گر ICT با شناسایی این رفتارها (مانند جذب نقدینگی، تغییر ساختار بازار، اردربلاک‌ها و گپ ارزش منصفانه) سعی می‌کند هم‌مسیر با پول هوشمند وارد معاملات شود، نه در برابر آن.

ICT فقط یک استراتژی ورود و خروج نیست؛ بلکه یک مدل فکری برای خواندن روایت بازار است که معامله‌گر را از دنبال‌کردن سیگنال‌های سطحی دور کرده و به سمت درک عمیق‌تری از ساختار و هدف حرکت قیمت هدایت می‌کند.

طبق این رویکرد:

  • قیمت به‌صورت تصادفی حرکت نمی‌کند
  • سقف‌ها و کف‌ها محل تجمع نقدینگی هستند
  • شکست‌ها اغلب با هدف برداشت استاپ‌ها اتفاق می‌افتند
  • ورود حرفه‌ای پس از جذب نقدینگی انجام می‌شود، نه قبل از آن

بنابراین «ستاپ معاملاتی» در ICT یعنی شرایطی که بازار منطق لازم برای ورود سرمایه بزرگ را نشان می‌دهد.

اجزای اصلی ستاپ‌های معاملاتی ICT

ستاپ‌های معاملاتی ICT برخلاف سیستم‌های کلاسیک که روی اندیکاتورها یا الگوهای ظاهری تمرکز دارند، بر پایه‌ی منطق حرکت پول هوشمند (Smart Money) طراحی شده‌اند. در این سبک، معامله‌گر تلاش می‌کند رد پای مؤسسات مالی را در ساختار قیمت شناسایی کرده و همراه با آن‌ها وارد بازار شود.

اجزای اصلی ستاپ‌های معاملاتی  آی سی تی

هر ستاپ ICT از چند مؤلفه‌ی اصلی تشکیل شده که نبود هرکدام می‌تواند اعتبار معامله را به‌شدت کاهش دهد. در ادامه، مهم‌ترین اجزای این ستاپ‌ها را به‌صورت مفصل بررسی می‌کنیم.

۱. ساختار بازار

پایه‌ی تمام ستاپ‌های ICT، درک صحیح ساختار بازار است. منظور از ساختار بازار، نحوه‌ی شکل‌گیری سقف‌ها و کف‌ها و جهت غالب حرکت قیمت است.

در ICT، ساختار به سه حالت اصلی تقسیم می‌شود:

  • روند صعودی (Higher High / Higher Low)
  • روند نزولی (Lower Low / Lower High)
  • بازار رنج یا خنثی

اما نکته‌ی کلیدی، تشخیص شکست ساختار (Break in Structure – BOS) و تغییر شخصیت بازار (Change of Character – CHoCH) است.

ساختار بازار با آی سی تی

BOS نشان‌دهنده‌ی ادامه‌ی روند فعلی است، در حالی که CHoCH معمولاً اولین نشانه‌ی تغییر جهت بازار محسوب می‌شود. اغلب ستاپ‌های ICT پس از وقوع CHoCH و تثبیت ساختار جدید فعال می‌شوند.

بدون تأیید ساختار، ورود به معامله صرفاً یک حدس است، نه تصمیم مبتنی بر منطق بازار.

۲. نقدینگی

در ICT فرض بر این است که بازار برای حرکت‌های بزرگ، ابتدا نیاز به جمع‌آوری نقدینگی دارد. این نقدینگی معمولاً بالای سقف‌ها و زیر کف‌ها قرار دارد؛ جایی که استاپ لاس معامله‌گران خرد انباشته شده است.

دو نوع نقدینگی اصلی وجود دارد:

  • Buy-side Liquidity: بالای سقف‌ها
  • Sell-side Liquidity: زیر کف‌ها

پول هوشمند اغلب ابتدا این نواحی را Sweep می‌کند (اصطلاحاً Stop Hunt)، سپس حرکت اصلی خود را آغاز می‌کند.

بنابراین یک ستاپ ICT معتبر معمولاً شامل:

  • شکار نقدینگی
  • بازگشت قیمت به ناحیه‌ی ارزش
  • ورود در جهت حرکت مؤسسات

است.

۳. محدوده ارزش (Premium & Discount)

یکی از مفاهیم بنیادی ICT، تقسیم رنج حرکتی بازار به دو بخش است:

  • Premium Zone: نیمه‌ی بالایی رنج (گران)
  • Discount Zone: نیمه‌ی پایینی رنج (ارزان)

محدوده ارزش در آی سی تی

قانون ساده اما بسیار مهم:

  • خرید فقط در Discount
  • فروش فقط در Premium

این تقسیم‌بندی معمولاً با استفاده از فیبوناچی ۵۰٪ یا Equilibrium انجام می‌شود.

معامله‌گر ICT دنبال خرید در سقف یا فروش در کف نیست؛ بلکه منتظر بازگشت قیمت به ناحیه‌ی ارزش منصفانه می‌ماند.

۴. اوردربلاک‌ها (Order Blocks)

اوردر بلاک آخرین کندل مخالف قبل از یک حرکت ایمپالس قوی است و نشان‌دهنده‌ی ورود حجم سنگین مؤسسات به بازار است.

در ICT، اردربلاک‌ها به‌عنوان نواحی بالقوه‌ی برگشت قیمت استفاده می‌شوند.

ویژگی‌های یک اردربلاک معتبر:

  • قبل از BOS یا حرکت شارپ ایجاد شده باشد
  • در ناحیه Premium یا Discount قرار گرفته باشد
  • همراه با جذب نقدینگی باشد

بسیاری از ستاپ‌ها دقیقاً روی ری‌تست همین اردربلاک‌ها اجرا می‌شوند.

۵. گپ ارزش منصفانه (Fair Value Gap – FVG)

FVG زمانی شکل می‌گیرد که بازار با عدم تعادل قیمتی حرکت می‌کند و بین کندل‌ها فضای خالی باقی می‌ماند.

این ناحیه نشان‌دهنده‌ی عدم تطابق عرضه و تقاضاست و قیمت معمولاً تمایل دارد برای «متعادل‌سازی»، به آن بازگردد.

در ستاپ‌های ICT:

  • FVG نقش ناحیه ورود دارد
  • اغلب با اردربلاک یا Discount هم‌پوشانی پیدا می‌کند
  • ورود دقیق (Precision Entry) روی لبه‌ی FVG انجام می‌شود

۶. تایم‌فریم چندگانه (Multi-Timeframe Analysis)

یکی از تفاوت‌های اساسی ICT با سبک‌های سطحی، استفاده‌ی هم‌زمان از چند تایم‌فریم است:

  • تایم‌فریم بالا: جهت کلی و ساختار
  • تایم‌فریم میانی: نواحی ورود
  • تایم‌فریم پایین: نقطه دقیق ورود

مثلاً:

H4 → جهت
M15 → ستاپ
M1 → Entry

این هم‌راستایی تایم‌فریم‌ها باعث افزایش چشمگیر وین‌ریت معاملات می‌شود.

۷. زمان‌بندی بازار (Kill Zones)

ICT اهمیت زیادی برای سشن معاملاتی در بازارهای مالی قائل است، مخصوصاً:

  • London Kill Zone
  • New York Kill Zone

بیشتر حرکات اصلی بازار در این بازه‌ها شکل می‌گیرد. ستاپی که خارج از Kill Zone تشکیل شود، معمولاً اعتبار کمتری دارد.

زمان‌بندی بازار در آی سی تی

ستاپ‌های معاملاتی ICT مجموعه‌ای از ابزارهای پراکنده نیستند؛ بلکه یک چارچوب منسجم بر پایه‌ی رفتار پول هوشمند هستند. ساختار بازار، نقدینگی، Premium/Discount، اردربلاک، FVG، تایم‌فریم‌ها و زمان‌بندی، همگی قطعات یک پازل‌اند.

تنها زمانی یک ستاپ ICT ارزش اجرا دارد که چند مؤلفه به‌صورت هم‌زمان هم‌راستا شوند — در غیر این صورت، معامله صرفاً یک حدس آماری است، نه تصمیم حرفه‌ای.

بهترین ستاپ‌های معاملاتی سبک ICT

در سبک ICT، ستاپ فقط یک نقطه ورود نیست؛ بلکه یک سناریوی کامل بازار است که از جمع‌آوری نقدینگی شروع می‌شود و به توزیع قیمت ختم می‌گردد. هر ستاپ معتبر باید دارای منطق مشخص باشد و بتوان آن را روی چارت «روایت» کرد.

در ادامه، مهم‌ترین ستاپ‌های ICT را با مثال‌های کامل توضیح می‌دهیم.

۱. ستاپ Liquidity Sweep + CHoCH

این ستاپ یکی از بنیادی‌ترین الگوهای معاملاتی در ICT محسوب می‌شود و بر پایه رفتار طبیعی بازار برای جمع‌آوری نقدینگی شکل می‌گیرد. در این سناریو، قیمت ابتدا به نواحی‌ای حرکت می‌کند که استاپ‌ معامله‌گران خرد انباشته شده است (معمولاً زیر کف‌ها یا بالای سقف‌ها) و پس از فعال‌سازی این سفارش‌ها، جهت واقعی خود را با یک تغییر شخصیت بازار (CHoCH) نشان می‌دهد. این تغییر ساختار اغلب اولین نشانه ورود پول هوشمند است.

بهترین ستاپ‌های معاملاتی سبک آی سی تی

مثال:

فرض کنید جفت‌ارز EURUSD را در تایم‌فریم M15 بررسی می‌کنی.

  1. بازار چند کف تقریباً مساوی تشکیل داده است (نشانه تجمع Sell Stop زیر کف‌ها)
  2. قیمت ناگهان یک کندل نزولی قوی می‌زند و زیر تمام کف‌ها نفوذ می‌کند( این مرحله Liquidity Sweep است).
  3. بلافاصله کندل بعدی صعودی می‌شود و قیمت به داخل رنج قبلی برمی‌گردد
  4. چند دقیقه بعد، قیمت آخرین سقف داخلی را می‌شکند (این نقطه CHoCH محسوب می‌شود)
  5. حالا منتظر پولبک قیمت به FVG یا Order Block ایجاد شده بعد از CHoCH می‌مانیم
  6. وقتی قیمت به آن ناحیه رسید، در تایم پایین‌تر (مثلاً M1) ورود Buy انجام می‌دهیم
  • حد ضرر: زیر کف Sweep شده
  • هدف: سقف‌های قبلی یا Buy-side Liquidity بالاتر

۲. ستاپ Order Block Re-entry

ستاپ اردربلاک بر این فرض استوار است که مؤسسات مالی سفارش‌های بزرگ خود را در یک محدوده قیمتی خاص اجرا می‌کنند، نه در یک نقطه دقیق. این محدوده که به‌صورت آخرین کندل مخالف قبل از حرکت ایمپالس شناسایی می‌شود، Order Block نام دارد و اغلب به‌عنوان ناحیه بازگشت قیمت عمل می‌کند.

در این ستاپ، معامله‌گر منتظر می‌ماند تا پس از شکست ساختار، قیمت مجدداً به اردربلاک بازگردد. این بازگشت معمولاً فرصتی برای ورود کم‌ریسک در جهت روند اصلی فراهم می‌کند و در صورت هم‌راستایی با ساختار بازار و ناحیه ارزش، یکی از دقیق‌ترین نقاط ورود ICT محسوب می‌شود.

ستاپ اوردربلاک در آی سی تی

مثال:

در تایم H1 مشاهده می‌کنید:

قیمت مدت‌ها رنج بوده و ناگهان یک حرکت صعودی قوی ایجاد می‌شود و سقف قبلی شکسته می‌شود (BOS)

حالا:

  1. آخرین کندل نزولی قبل از این حرکت را مشخص می‌کنید (این کندل Order Block صعودی است)
  2. قیمت پس از چند ساعت دوباره به این محدوده برمی‌گردد
  3. در M5 می‌بینید که قیمت وارد اردربلاک شده و یک CHoCH کوچک ایجاد می‌شود (اینجا نقطه ورود است).
  • حد ضرر: زیر اردربلاک
  • هدف: سقف قبلی یا نقدینگی بالاتر

۳. ستاپ Premium/Discount Reversal

این ستاپ بر مفهوم ارزش‌گذاری نسبی قیمت بنا شده است. در ICT، هر حرکت بازار به دو بخش Premium (گران) و Discount (ارزان) تقسیم می‌شود و اصل اساسی این است که خرید در Discount و فروش در Premium انجام شود. این نگاه باعث می‌شود معامله‌گر برخلاف رفتار هیجانی بازار عمل کند.

ستاپ بازگشت از Premium یا Discount معمولاً زمانی فعال می‌شود که قیمت وارد یکی از این نواحی شده و هم‌زمان نشانه‌هایی از جذب نقدینگی و تغییر ساختار ظاهر گردد. در این شرایط، بازار آماده چرخش است و معامله‌گر می‌تواند همراه با پول هوشمند وارد فاز جدید حرکت شود.

مثال

  1. یک رنج H1 را مشخص می‌کنید
  2. فیبو ۵۰٪ را پیدا می‌کنید
  3. قیمت وارد Premium شده

سپس:

  1. سقف قیمت قبلی را می‌زند (Sweep نقدینگی)
  2. CHoCH نزولی ایجاد می‌شود
  3. پولبک به FVG

ورود به پوزیشن Sell انجام می‌شود.

۴. ستاپ Fair Value Gap (FVG Entry)

گپ ارزش منصفانه زمانی ایجاد می‌شود که بازار با شتاب بالا حرکت کند و بین کندل‌ها عدم تعادل عرضه و تقاضا به وجود آید. از دید ICT، این ناحیه نشان‌دهنده قیمت‌هایی است که به‌طور کامل معامله نشده‌اند و بازار تمایل دارد برای ایجاد تعادل دوباره به آن‌ها بازگردد.

ستاپ FVG بر پایه همین رفتار اصلاحی بازار طراحی شده است. معامله‌گر منتظر پولبک قیمت به این ناحیه می‌ماند و در صورت هم‌زمانی با ساختار مناسب و موقعیت Premium یا Discount، از آن به‌عنوان ناحیه ورود دقیق استفاده می‌کند. این ستاپ بیشتر برای ورودهای دقیق با ریسک پایین کاربرد دارد.

مثال

در سشن نیویورک:

  1. قیمت با سه کندل نزولی قوی سقوط می‌کند
  2. بین کندل اول و سوم فضای خالی ایجاد شده ) این ناحیه FVG است)
  3. بازار کمی اصلاح می‌کند و به وسط FVG می‌رسد
  4. این FVG داخل پریمیوم قرار دارد
  5. در تایم پایین‌تر یک CHoCH نزولی می‌بینید

در اینجا Sell می‌گیرید.

  • حد ضرر: بالای FVG
    هدف: کف قبلی بازار

۵. ستاپ Kill Zone Entry

ستاپ Kill Zone بر عامل زمان تمرکز دارد و یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد سبک ICT محسوب می‌شود. این ستاپ در بازه‌های زمانی خاصی از روز، به‌ویژه سشن معاملاتی لندن و نیویورک، اجرا می‌شود؛ زمانی که بیشترین حجم معاملات و ورود سرمایه مؤسسات اتفاق می‌افتد.

در این بازه‌ها، بازار اغلب ابتدا نقدینگی سشن آسیایی یا سقف‌ها و کف‌های کوتاه‌مدت را جمع‌آوری کرده و سپس حرکت اصلی روز را آغاز می‌کند. ستاپ Kill Zone به معامله‌گر کمک می‌کند تنها در ساعاتی معامله کند که احتمال شکل‌گیری حرکات واقعی بازار بالاتر است.

مثال:

  1. بازار ابتدا رنج آسیایی را می‌شکند
  2. استاپ‌ها جمع می‌شود
  3. ساختار تغییر می‌کند
  4. ورود روی اردربلاک تایم پایین

۶. ستاپ SMS + BMS + RTO

این ستاپ بر پایه‌ی تشخیص ضعف روند و ورود هوشمندانه در نقطه بازگشت بازار طراحی شده است. زمانی که قیمت موفق به ثبت سقف یا کف جدید نمی‌شود، می‌توان این رفتار را نشانه‌ای از کاهش قدرت روند فعلی دانست؛ وضعیتی که اغلب مقدمه‌ای برای تغییر جهت بازار است. در چنین شرایطی، احتمال شکل‌گیری حرکت معکوس نسبت به روند غالب افزایش پیدا می‌کند.

به‌طور خلاصه، برای فعال شدن این ستاپ معاملاتی باید سه مؤلفه رفتاری به‌صورت متوالی روی نمودار مشاهده شود. نخست، قیمت در شکست آخرین سقف یا کف ناکام می‌ماند که به‌عنوان سیگنال اولیه ضعف روند یا همان SMS شناخته می‌شود. سپس یک شکست ساختار بازار (BMS) رخ می‌دهد که این ضعف را تأیید می‌کند. در مرحله سوم، قیمت به ناحیه اردربلاک بازمی‌گردد (RTO) و این بازگشت، فرصت مناسب ورود به معامله را فراهم می‌سازد.

ستاپ معاملاتی در آی سی تی

اجرای موفق این ستاپ مستلزم تسلط کافی بر شناسایی اردربلاک‌ها و سطوح کلیدی حمایت و مقاومت است. علاوه بر آن، معامله‌گر باید درک دقیقی از ساختار بازار داشته باشد و بتواند انواع روندها را به‌درستی تشخیص دهد؛ چراکه بدون این مهارت‌ها، تشخیص معتبر بودن سیگنال‌ها عملاً امکان‌پذیر نخواهد بود.

چرا اکثر تریدرها در ICT شکست می‌خورند؟

اکثر تریدرها در ICT شکست می‌خورند زیرا:

  • ستاپ‌ها را حفظ می‌کنند اما منطق آن را نمی‌فهمند
  • بدون توجه به تایم‌فریم بالا معامله می‌کنند
  • نقدینگی را نادیده می‌گیرند
  • بیش‌ازحد معامله می‌کنند
  • مدیریت ریسک ندارند

ICT یک سیستم برای سریع پولدار شدن نیست؛ یک مهارت خواندن بازار است.

چارچوب عملی استفاده از ستاپ‌های معاملاتی ICT

یک پلن ساده برای استفاده از ستاپ‌های معاملاتی ICT به شرح زیر است:

  1. تعیین جهت در تایم‌فریم بالا
  2. مشخص کردن نواحی Premium/Discount
  3. شناسایی نقدینگی هدف
  4. انتظار برای Displacement
  5. ورود روی FVG یا OB
  6. حد ضرر پشت ساختار
  7. تارگت روی نقدینگی بعدی

جمع‌بندی

ستاپ‌های معاملاتی ICT مجموعه‌ای از الگوهای ورود نیستند؛ بلکه بازتاب رفتار پول هوشمند در بازار هستند. موفقیت در این سبک ترید نیازمند درک ساختار، صبر برای جذب نقدینگی و اجرای دقیق روی تایم‌فریم‌های پایین است.

اگر «چرایی» هر حرکت قیمت را بفهمید، ستاپ‌ها خودشان شکل می‌گیرند. اما اگر فقط به دنبال نقاط ورود آماده باشید، ICT هم برایتان تفاوتی با سایر استراتژی‌ها نخواهد داشت.

فرصت هیچ یادگیری را از دست ندهید! به ترتیب بخوانید :

شاید دوست داشته باشید بخوانید:

آنچه خـواهید خـواند:

آخریـن بررسی شده‌های بازار سرمایه

دیدگاه خود را درباره” آموزش کامل ستاپ‌های معاملاتی ICT از صفر تا پیشرفته ”با ما در میان بگذارید.

آیا مایل به دریافت جدیدترین اخبار و آموزشها از سایت چراغ هستید؟