
در بازارهای مالی معمولا اولین چیزی که توجه تحلیلگران را جلب میکند، نمودار قیمت است. نمودار قیمتی نمایش تصویری تغییرات ارزش یک دارایی در گذر زمان است و کمک میکند رفتار گذشته بازار را دقیقتر ببینید. با این ابزار، روندها، نقاط ورود و خروج و الگوهای مهم شناسایی میشوند. درک نمودار قیمت، شروعی مهم برای انجام تحلیل در بازارهای مالی به شمار میرود. در این مطلب از چراغ به طور کامل به تعریف، انواع و کاربردهای مختلف نمودارها میپردازیم.

نمودار قیمتی در تحلیل بازار، زبان تصویری رفتار قیمت است. چارت قیمتی ابزاری گرافیکی به شمار میرود که تغییرات قیمت یک دارایی مالی مانند ارز دیجیتال، سهام یا کالا را در طول زمان نمایش میدهد. این چارتها دادههای قیمتی را در بازههای زمانی مختلف مانند دقیقه، ساعت، روز، هفته یا ماه به تصویر میکشند و دید روشنی از حرکتهای گذشته قیمت ارائه میدهند.
با خواندن چارت قیمتی، میتوانید به شکل تصویری رفتار قیمت در زمانهای مختلف را بررسی کنید و از طریق آن حتی آینده بازار را پیشبینی نمایید. یکی از بهترین راهها برای خواندن چارت قیمتی استفاده از سایتهای معتبری مثل متاتریدر است که برای این منظور باید با نحوه کار با نمودارهای قیمتی در متاتریدر آشنا باشید.
نمودارهای قیمت از دل نیاز معاملهگران به دیدن رفتار بازار در گذر زمان متولد شدند. این ابزار ساده، طی چند قرن به یکی از پایههای اصلی تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی تبدیل شده است.
در قرن هجدهم، تاجران برنج در شهر اوساکا شروع به ثبت منظم قیمتها کردند. این ثبتها پایهای شد برای شکلگیری اولین الگوهای بصری بررسی رفتار قیمت.
مونهیسا هوما، تاجر مشهور برنج، روشی ابداع کرد که تغییرات قیمت را به شکل شمع نمایش میداد. این روش بعدها با نام کندل استیک شناخته شد.
چارلز داو با انتشار شاخص داوجونز و مقالات تحلیلی، نگاه جدیدی به بررسی روند قیمت ارائه داد. این نگاه پایه نظری تحلیل تکنیکال مدرن شد.
با توسعه بازار سهام در آمریکا و اروپا، نمودارهای میلهای و خطی میان معاملهگران رایج شدند. این نمودارها خواندن تغییرات قیمت را سادهتر کردند.
با انتشار کتاب «تحلیل تکنیکال روند سهام» الگوهای نموداری به شکل علمی دستهبندی شدند. این کتاب نقطه عطفی در آموزش تحلیل نموداری بود.
با ورود رایانهها، رسم نمودار از حالت دستی خارج شد. نرمافزارها امکان بررسی سریع دادههای گسترده را فراهم کردند.
اینترنت باعث شد هر فردی به نمودارهای لحظهای دسترسی داشته باشد. در این دهه تحلیل نموداری از انحصار موسسات خارج شد.
نمودار قیمت بر پایه دو محور ساده شکل میگیرد؛ محور افقی زمان را و محور عمودی قیمت را نشان میدهد. همین ساختار ساده، بستری فراهم میکند تا تغییرات ارزش یک دارایی در گذر زمان به شکل بصری دیده شود.
نمودارها با روشهای مختلفی مانند خطی، میلهای و کندلاستیک (شمعی) نمایش داده میشوند. اگر به دنبال آشنایی بیشتر با این نمودارها هستید بهتر است به سراغ آشنایی با انواع نمودار در فارکس بروید.

هر کندل در نمودار شمعی از چهار بخش اصلی تشکیل شده است: قیمت باز شدن، قیمت بسته شدن، بالاترین قیمت و کمترین قیمت. این چهار داده، خلاصه رفتار قیمت در یک بازه زمانی مشخص را نمایش میدهند و به تحلیلگران دید دقیقی از نوسان آن بازه میدهند. شکل بدنه و سایههای کندل نشان میدهد بازار در آن بازه چه رفتاری داشته است.
وقتی قیمت بسته شدن بالاتر از باز شدن باشد، کندل صعودی شکل میگیرد و نشاندهنده برتری خریداران است.
در حالت عکس، کندل نزولی دیده میشود و قدرت فروشندگان را نشان میدهد. کنار هم قرار گرفتن این کندلها، روایت کاملی از رفتار قیمت در طول زمان میسازد و پایه بسیاری از تحلیلهای نموداری را تشکیل میدهد.

تایمفریم مشخص میکند هر کندل نماینده چه مقدار زمان باشد. برای نمونه، در تایمفریم پنج دقیقه، هر کندل رفتار قیمت را در پنج دقیقه نمایش میدهد و در تایمفریم روزانه، هر کندل مربوط به یک روز کامل است.
تغییر تایمفریم باعث میشود تصویر متفاوتی از بازار دیده شود و تحلیلگر بتواند رفتار قیمت را در مقیاسهای زمانی مختلف بررسی کند.
انتخاب تایمفریم مناسب به سبک معامله وابسته است. معاملهگران کوتاهمدت سراغ تایمهای پایین مثل 5 دقیقه میروند و سرمایهگذاران بلندمدت تایمهای بالاتر را بررسی میکنند. این تغییر مقیاس زمانی کمک میکند روندهای کوتاهمدت و بلندمدت از هم تفکیک شوند و تصمیمگیری با دقت بیشتری انجام شود.
حال به این سوال میپردازیم که تاثیر حجم در نمودار قیمتی چیست؟ حجم معاملات نشان میدهد چه تعداد از یک دارایی در یک بازه زمانی معامله شده است. این داده معمولا به صورت میلههایی در پایین نمودار قیمت نمایش داده میشود و در کنار حرکت قیمت معنا پیدا میکند. افزایش حجم همراه با حرکت قیمت، قدرت آن حرکت را تایید میکند و اعتبار روند را بالا میبرد.
وقتی قیمت تغییر میکند اما حجم پایین است، آن حرکت ممکن است پایدار نباشد. بررسی همزمان حجم و قیمت به تحلیلگران کمک میکند تشخیص دهند کدام حرکات بازار پشتوانه قویتری دارند. به همین دلیل، حجم معاملات یکی از اجزای جداییناپذیر در تفسیر دقیق نمودارهای قیمتی به شمار میرود.
نمودار قیمتی برای معاملهگر مثل نقشه راه است که مسیر حرکت بازار را نشان میدهد. بدون این نقشه، تصمیمها بیشتر بر پایه حدس زده میشوند و احتمال خطا بالا میرود.
با نگاه به نمودار، رفتار گذشته قیمت دیده میشود و همین رفتار سرنخهایی برای آینده در اختیار شما میگذارد. بسیاری از تصمیمهای دقیق معاملاتی از دل همین مشاهده ساده بیرون میآیند.
نمودار کمک میکند بفهمید بازار در مسیر صعود قرار دارد یا نزول. برای مثال وقتی سقفها و کفهای بالاتر پشت سر هم شکل میگیرند، روند صعودی بهوضوح دیده میشود.
این تشخیص ساده باعث میشود برخلاف جهت بازار معامله نکنید و همراه موج حرکت کنید.
با بررسی نمودار، نقاطی دیده میشوند که قیمت بارها به آنها واکنش نشان داده است. برای نمونه اگر قیمت چند بار از یک محدوده برگشته باشد، همان محدوده میتواند نقطه مناسب ورود باشد.
همینطور در نزدیکی مقاومتها میتوان برای خروج برنامهریزی کرد و سود را حفظ کرد.
نمودار نشان میدهد قیمت در چه نواحی تمایل به توقف یا برگشت دارد. مثلا اگر یک ارز چند بار به قیمت مشخصی رسیده و برگشته، آن سطح نقش حمایت پیدا میکند.
این نواحی در طراحی استراتژی معاملاتی نقش مهمی دارند و محلهای حساسی برای تصمیمگیری هستند.
در نمودار، الگوهایی مانند سر و شانه یا مثلث شکل میگیرند که نشانه تغییر یا ادامه روند هستند. برای مثال تشکیل الگوی سر و شانه بعد از یک روند صعودی، هشدار برگشت روند میدهد.
این الگوها به معاملهگر کمک میکنند حرکتهای احتمالی آینده را زودتر تشخیص دهد.
نمودار قیمت تصویری زنده از کشمکش میان خریداران و فروشندگان است. هر حرکت رو به بالا یا پایین، نتیجه تغییر در تمایل عرضه و تقاضا در همان لحظه به شمار میرود.
با نگاه دقیق به این حرکات، میتوان فهمید بازار در چه وضعیتی قرار دارد و معاملهگران چه واکنشی به قیمتها نشان دادهاند. همین مشاهده، پایه تحلیل رفتار بازار است.
هر کندل در نمودار، نتیجه برتری موقت خریداران یا فروشندگان است. وقتی کندلهای صعودی پیاپی دیده میشود، یعنی تقاضا از عرضه بیشتر بوده و خریداران قیمت را بالا بردهاند. برای نمونه اگر یک ارز از ۱۰۰ به ۱۲۰ برسد و کندلهای سبز پشت سر هم شکل بگیرند، میتوان نتیجه گرفت فشار خرید در بازار غالب بوده است.
در مقابل، شکلگیری کندلهای نزولی پیاپی نشان میدهد عرضه افزایش یافته و فروشندگان کنترل بازار را در دست دارند. این تغییر تعادل میان عرضه و تقاضا، به شکل مستقیم در نمودار دیده میشود و رفتار معاملهگران را آشکار میکند.
روند صعودی زمانی شکل میگیرد که سقفها و کفهای بالاتر به ترتیب دیده شوند. برای مثال حرکت قیمت از ۵۰ به ۷۰ و سپس اصلاح تا ۶۰ و ادامه رشد تا ۸۰، نشاندهنده روند صعودی منظم است. این ساختار به معاملهگر کمک میکند جهت کلی بازار را تشخیص دهد.
در روند نزولی، سقفها و کفهای پایینتر ثبت میشوند و فشار فروش غالب است. گاهی نیز قیمت در یک محدوده مشخص نوسان میکند و روند خنثی شکل میگیرد که نشاندهنده تعادل نسبی میان خریداران و فروشندگان است.
حرکت قیمت همیشه خطی و مستقیم نیست و پس از هر رشد یا افت، بخشی از مسیر را باز میگردد. برای نمونه اگر قیمت از ۲۰۰ به ۳۰۰ برسد و سپس تا ۲۶۰ کاهش یابد، این حرکت یک اصلاح در دل روند صعودی محسوب میشود و نشانه ضعف روند نیست.
بازگشت زمانی رخ میدهد که جهت کلی بازار تغییر کند. مثلا بعد از یک رشد طولانی، تشکیل الگوهای نزولی و شکستن حمایتها میتواند نشانه آغاز روند جدید باشد. این تفاوت میان اصلاح و بازگشت، از دل نمودار بهخوبی دیده میشود.
حال شاید برای شما این سوال ایجاد شده باشد که تفاوت بررسی دادههای خام بازار با نمودار قیمتی چیست؟ نمودار قیمت، حرکت بازار را به شکل تصویری و قابلدرک نمایش میدهد. دادههای خام، لایههای پنهانتری از همان حرکت را آشکار میکنند و دلیل آن تغییرات را نشان میدهند.
وقتی این دو کنار هم قرار میگیرند، تحلیلگر تصویر کاملتری از رفتار بازار در اختیار دارد و تصمیمها بر پایه مشاهده دقیقتری گرفته میشوند.
نمودار قیمت ابزار مهمی برای تحلیل بازار است، با این حال برداشت اشتباه از آن میتواند معاملهگر را به تصمیمهای نادرست برساند. بسیاری از افراد الگوهای کندلی را میبینند، اما بدون توجه به شرایط کلی بازار آنها را تفسیر میکنند.
شناخت این خطاهای رایج کمک میکند نگاه دقیقتری به چارت داشته باشید و از تحلیلهای سطحی فاصله بگیرید:
حتی با تشخیص صحیح الگو، بدون حد ضرر و مدیریت سرمایه، یک حرکت خلاف جهت میتواند زیان سنگین ایجاد کند.
نمودار قیمت تصویر خام رفتار خریداران و فروشندگان را نشان میدهد. ابزارهای تحلیلی کمک میکنند این تصویر را دقیقتر تفسیر کنید و اعتبار تصمیمها را بالا ببرید.
وقتی چارت با سطوح مهم و اندیکاتورها کنار هم قرار میگیرد، تحلیل از حالت حدسی خارج میشود و به یک چارچوب منطقی میرسد.
حمایت و مقاومت نواحیای هستند که قیمت بارها در آنها واکنش نشان داده است. این نواحی روی چارت مثل کف و سقف عمل میکنند و محل تجمع عرضه یا تقاضا هستند. وقتی قیمت به این محدودهها نزدیک میشود، رفتار بازار کندتر میشود یا جهت حرکت تغییر میکند. مثلا اگر قیمت یک سهم چند بار در محدوده ۵۰ هزار تومان برگشته باشد، همان محدوده نقش حمایت پیدا میکند.
در ترکیب با نمودار قیمت، این سطوح به شما کمک میکنند نقاط منطقی ورود، خروج و حد ضرر را مشخص کنید.
اندیکاتورها قرار نیست جای نمودار قیمت را بگیرند. آنها نقش تاییدکننده دارند و کمک میکنند برداشت شما از چارت، اعتبار بیشتری پیدا کند. برای نمونه وقتی قیمت به حمایت رسیده و همزمان RSI وارد محدوده اشباع فروش شده، این همراستایی ارزش تحلیل را بالا میبرد.
بهتر است از یک اندیکاتور روند مانند میانگین متحرک و یک اندیکاتور مومنتوم مانند RSI استفاده شود. شلوغ کردن چارت با ابزارهای زیاد باعث سیگنالهای متناقض میشود و تمرکز را از رفتار اصلی قیمت میگیرد.
حال به بررسی چند مثال واقعی از کاربرد نمودار قیمتی در تحلیل بازار میپردازیم. بررسی این مثالها کمک میکند تا بتوانید بهتر روندهای بازار را بررسی کنید:
در ۲۵ آذر ۱۴۰۴، EUR/USD در تایمفریم ۳۰ دقیقه محدوده 1.16530 تا 1.16731 را رو به بالا شکست. همین شکست، تغییر ساختار بازار را نشان داد و فاز صعودی آغاز شد. قیمت سپس داخل یک کانال صعودی ملایم حرکت کرد و تا زمانی که بالای ناحیه شکستهشده ماند، سناریوی خرید معتبر بود. معاملهگران ورود را روی پولبک به همین محدوده تنظیم کردند و حد ضرر را زیر آن گذاشتند. این نمودار به ما نشان میدهده که شکست ساختار چگونه نقطه ورود کمریسک میسازد.

در ۲ دی ۱۴۰۴، داوجونز پس از حرکت در یک کانال صعودی بلندمدت، به ناحیه سقف 48767.6 تا 48903.7 رسید. پیش از این، برخورد قیمت به کف کانال باعث شکلگیری یک کانال صعودی کوتاهمدت در دل روند اصلی شده بود. رسیدن به سقف کانال، بازار را وارد فاز تعادلی کرد. در این ناحیه، معاملهگران بهجای خرید هیجانی، منتظر واکنش قیمت و ورود قدرتمند خریدار یا فروشنده ماندند. نمودار داوجونز نشان میدهد که موقعیت سقف کانال، محل حساسی برای تصمیمگیری است.

در 21 ژانویه 2026، BTCUSD نزدیک 89,726.00 در وضعیتی بدون روند واضح قرار داشت. سناریوی فروش زیر این سطح با اهداف 88,852.00، 88,356.00 و 87,629.00 تعریف شد. سناریوی خرید بالای همین سطح اهداف 90,564.00، 91,366.00 و 92,084.00 را نشان میداد. این چیدمان سطوح حمایت و مقاومت روی نمودار، یک نقشه معاملاتی دوطرفه ساخت. معاملهگران بر اساس شکست هر سمت میتوانستند وارد معامله شوند.

نمودار قیمتی خلاصهای تصویری از رفتار بازار است که تصمیمگیری را از حدس به مشاهده تبدیل میکند. با نگاه به چارت، روندها، سطوح مهم، الگوها و واکنش معاملهگران در زمانهای مختلف دیده میشود و همین مشاهده پایه انتخاب نقاط ورود و خروج را میسازد. ترکیب نمودار با حجم معاملات، تایم فریم مناسب و ابزارهای کمکی، دقت تحلیل را بالا میبرد. معاملهگری که نمودار را درست میخواند، جهت بازار را بهتر تشخیص میدهد، هیجان را کنترل میکند و با منطق روشنتری معامله انجام میدهد.
شاید دوست داشته باشید بخوانید:
اعتبار و رگولههای اپوفایننس برای کاربران ایرانی
۷ دی ۱۴۰۴ ۲۳۰ بازدید
آشنایی با الگوهای شمعی سه کندلی در معاملات
۱۷ دی ۱۴۰۲ ۱K بازدید
لوریج (اهرم) در فارکس و ارزهای دیجیتال چیست؟ آشنایی کامل با leverage
۳۱ مرداد ۱۴۰۲ ۳K بازدید
آموزش تحلیل تکنیکال قسمت بیست و یکم (جلسه رفع اشکال)
۳ مهر ۱۴۰۳ ۵K بازدید
آنچه خـواهید خـواند:
دستــههای محبــوب
آخریـن بررسی شدههای بازار سرمایه
پربازدیدترین آموزشها
نحوه فعال کردن صدا در لایو ترید
۱۸ مهر ۱۴۰۲ ۱۱۶K بازدید
آموزش نصب و نحوه نمایش تایم کندل در متاتریدر
۳ بهمن ۱۴۰۲ ۹۰K بازدید
آموزش بک تست رایگان بدون نیاز به اکانت پریمیوم
۱۱ تیر ۱۴۰۴ ۵۵K بازدید
اکسپرت بک تست + آموزش فعال سازی و نحوه کار با آن
۹ تیر ۱۴۰۴ ۵۳K بازدید
آشنایی با منوی ابزارها در تریدینگ ویو
۲۹ بهمن ۱۴۰۲ ۴۸K بازدید
آموزش ریکاوری توکن بعد از غیرفعال شدن شبکه BEP2
۱۳ آذر ۱۴۰۳ ۴۸K بازدید
دانلود متاتریدر ۴ + آموزش نصب MT4
۳۰ آبان ۱۴۰۲ ۴۲K بازدید
عضو چراغ نیستید؟
ثبت نام