ستاپ‌های معاملاتی RTM چیست و چگونه تریدرهای حرفه‌ای رفتار واقعی قیمت را معامله می‌کنند؟

ستاپ‌های معاملاتی RTM چیست و چگونه تریدرهای حرفه‌ای رفتار واقعی قیمت را معامله می‌کنند؟

۶ اسفند ۱۴۰۴ ۱۵ بازدید

بعضی وقت‌ها نمودارها در بازار مالی می‌توانند مستقیم با شما صحبت کنند؛ البته اگر به شکلی درست به آن‌ها گوش بدهید. در این شرایط بازار به شما می‌گوید پول‌های بزرگ کجا وارد می‌شوند و کجا فریب می‌دهند.

روش RTM تلاش می‌کند این ردپا را بخواند و معامله‌گر را از حدس دور کند. در این رویکرد تمرکز روی منطق حرکت قیمت، شکست‌های معنادار و بازگشت‌های هدفمند است. نتیجه استفاده از ستاپ‌های معاملاتی RTM تصمیم‌هایی دقیق‌تر و ورودهایی است که پشتوانه رفتاری دارند و صرفا به احساس یا شلوغی اندیکاتورها مربوط نمی‌شوند. در ادامه بیش‌تر با این ستاپ‌ها و نحوه استفاده از آن آشنا خواهیم شد.

ستاپ آر تی ام در فارکس

سبک RTM چیست وش چه تفاوتی با سایر سبک‌های پرایس اکشن دارد

RTM یا Read The Market رویکردی پیشرفته در پرایس اکشن است که تمرکز آن روی خواندن رفتار واقعی قیمت، بدون اتکا به اندیکاتورهاست. این روش توسط Michael Guilfoyle معرفی شد و بر تحلیل ساختار بازار، جریان سفارشات، نقدینگی و نواحی عرضه و تقاضا تکیه دارد.

در این نگاه، قیمت حاصل کشمکش خریدار و فروشنده و جابه‌جایی نقدینگی است؛ بنابراین معامله‌گر به‌جای حدس زدن جهت بازار، رد پای بازیگران بزرگ را دنبال می‌کند.

پرایس اکشن کلاسیک بیشتر به الگوهای ساده کندلی و خطوط روند متکی است، اما پرایس اکشن RTM ساختارهایی را برای یافتن نقاط دقیق ورود و خروج به کار می‌برد. این سبک آینده را پیش‌بینی نمی‌کند و به جا آن رفتار قیمت را لحظه‌به‌لحظه تفسیر می‌کند و تمرکز آن روی نواحی تازه و تأیید رفتاری است.

فلسفه Real Time Market و نگاه رفتار محور به قیمت

هسته اصلی RTM خواندن بازار در زمان واقعی است؛ یعنی تحلیل حرکت قیمت همان لحظه‌ای که رخ می‌دهد. در این دیدگاه قیمت مجموعه‌ای از اعداد تصادفی نیست، بلکه نتیجه مستقیم ورود و خروج سفارش‌های بزرگ و جابه‌جایی نقدینگی است. هر شکست سطح می‌تواند جمع‌آوری حد ضرر معامله‌گران خرد باشد و سپس مسیر اصلی بازار ادامه پیدا کند.

معامله‌گر در این رویکرد تلاش نمی‌کند آینده را حدس بزند، بلکه می‌فهمد قیمت چگونه حرکت می‌کند و چرا حرکت می‌کند. ساختارها، کندل‌های مومنتوم و بیس‌ها قطعات یک پازل هستند که کنار هم منطق حرکت بعدی را آشکار می‌کنند.

چرا تریدرهای حرفه‌ای به جای اندیکاتور به ساختار قیمت توجه می‌کنند

بسیاری از معامله‌گران حرفه‌ای به داده خام بازار اعتماد دارند. اندیکاتورها بر اساس اطلاعات گذشته محاسبه می‌شوند و همیشه کمی دیر واکنش نشان می‌دهند، به همین خاطر حرفه‌ای‌ها کم‌تر به سراغ اندیکاتور می‌روند.

با بررسی قله‌های بالاتر (Higher High یا به اختصار HH)، کف‌های بالاتر (Higher Low یا HL)، شکست ساختار و نواحی بیس (نقاط بی‌تصمیمی بین خریداران و فروشندگان) می‌توان محل بی‌اعتبار شدن تحلیل را دقیق تعیین کرد و ریسک را کنترل نمود.

این کار از وابستگی به سیگنال‌های متناقض جلوگیری می‌کند. در بازارهایی که نقدینگی توسط بازیگران بزرگ جابه‌جا می‌شود، تمرکز روی ساختار کمک می‌کند معامله‌گر در جهت جریان اصلی قرار بگیرد و از تله‌های رایج دور بماند. نتیجه این روش در بلندمدت ثبات عملکرد و تصمیم‌گیری منطقی‌تر است.

چرا تریدرهای حرفه‌ای به جای اندیکاتور به ساختار قیمت توجه می‌کنند

منطق رفتار قیمت در RTM چگونه تعریف می‌شود

در RTM قیمت ردپای تصمیم‌های بزرگ است. هر حرکت حاصل برخورد عرضه و تقاضا و جابه‌جایی سفارش‌های حجیم محسوب می‌شود. این سبک تلاش نمی‌کند آینده را پیش‌بینی کند؛ بلکه حرکت فعلی را تفسیر می‌کند. اگر قیمت ناگهان تند حرکت می‌کند یعنی حجم قابل‌توجهی وارد شده، اگر مکث می‌کند یعنی بازار در حال جذب سفارش‌هاست.

مفهوم اصلی «تحویل قیمت» یا Price Delivery همین‌جاست؛ قیمت از نقطه‌ای به نقطه دیگر هدایت می‌شود تا نقدینگی جمع‌آوری شود. بنابراین رشد، اصلاح، توقف و برگشت چهار فاز جدا نیستند و مراحل یک فرایند واحدند. معامله‌گر با بررسی ساختار سقف و کف‌ها، نوع کندل‌ها و رفتار اطراف نواحی مهم تشخیص می‌دهد بازار در حال ادامه مسیر است یا آماده تغییر جهت. در واقع در ستاپ‌های RTM تمرکز روی دلیل حرکت است، نه شکل ظاهری آن. اگر نمی‌دانید ستاپ معاملاتی چیست، بهتر است ابتدا اطلاعات لازم را در این زمینه کسب کند و سپس سراغ استفاده از ستاپ‌های RTM بروید.

مفهوم Price Delivery و جریان سفارشات در مارکت

Price Delivery یعنی بازار قیمت را به سمت جایی می‌برد که سفارش‌های بیشتری وجود دارد. در این شرایط حرکت‌ها تصادفی نیستند و به‌گونه‌ای طراحی می‌شوند که حجم‌های بزرگ بدون ایجاد جهش غیرعادی اجرا شوند. این اجرا از طریق جریان سفارشات انجام می‌شود؛ جایی که ورود یا خروج سرمایه سنگین تعادل بازار را برهم می‌زند.

برای نمونه در روند صعودی، قیمت گاهی قبل از رشد، یک افت کوتاه می‌سازد تا حد ضرر فروشندگان فعال شود و نقدینگی لازم برای خرید فراهم گردد. سپس حرکت اصلی آغاز می‌شود. معامله‌گر RTM با دیدن واکنش قیمت به نواحی مهم و عدم بازگشت عمیق، متوجه می‌شود سفارش‌های بزرگ در همان جهت فعال هستند.

نقش نقدینگی در شکل‌گیری ستاپ‌های RTM

نقدینگی همان چیزی است که قیمت را حرکت می‌دهد و بازار برای جابه‌جایی حجم‌های بزرگ به آن نیاز دارد. هر جا سفارش بیشتری جمع شده باشد، احتمال واکنش قیمت هم بیشتر می‌شود. در این شرایط:

  • حد ضرر معامله‌گران پشت سقف‌ها و کف‌ها به‌عنوان منبع نقدینگی عمل می‌کند
  • شکست‌های ناگهانی اغلب برای جمع‌آوری سفارش‌ها رخ می‌دهند، بعد مسیر اصلی ادامه پیدا می‌کند
  • در ساختارهای ادامه‌دهنده، قیمت پس از جذب سفارش‌ها به روند قبلی برمی‌گردد
  • فشردگی قیمت باعث تخلیه تدریجی نقدینگی و در نهایت شکست شدید می‌شود
  • نواحی تازه و تست‌نشده اعتبار بالاتری دارند چون سفارش‌های بیشتری در آن‌ها باقی مانده است

مهم‌ترین ستاپ‌های معاملاتی RTM که در بازار واقعی استفاده می‌شوند

حال به سراغ مهم‌ترین ستاپ‌های معاملاتی RTM می‌رویم. هر کدام از این ستاپ‌ها می‌توانند به شما در کسب درآمد بالا از بازار کمک کنند:

ویژگی / ستاپ

Base

FTR (Fail to Return)

FL (Flag Limit)

Compression

موقعیت تشکیل

بعد از حرکت قوی (ایمپالس)

بعد از شکست سطح مهم

بلافاصله بعد از حرکت شارپ

نزدیک سطح مهم + تکرار تست

شکل ظاهری اصلی

کندل‌های کوچک، دامنه کم، بیس افقی

شکست ← برگشت ناقص ← رد یا بیس کوچک

بیس کوچک با سایه‌های مشخص بعد ایمپالس

دامنه نوسان تدریجی کوچک‌تر می‌شود

منطق اصلی

جمع‌آوری سفارش و آماده‌سازی حرکت بعدی

قدرت غالب هنوز حفظ شده (برگشت ناقص)

محل تصمیم‌گیری برای ادامه همان جهت

تخلیه نقدینگی ← آماده‌سازی حرکت بزرگ

نشانه کلیدی

شکست پرقدرت بیس جهت بعدی را نشان می‌دهد

قیمت نمی‌تواند کامل به سطح شکسته برگردد

واکنش قوی (ریجکت) به ناحیه FL

شکست ناگهانی با حجم/مومنتوم بالا

نقش در روند

می‌تواند ادامه یا بازگشت باشد

عمدتاً تایید ادامه روند پس از شکست

تایید ادامه روند قوی

اغلب مقدمه حرکت شدید (ادامه یا معکوس)

بهترین کاربرد

ورود در جهت شکست بیس (با تایید)

ورود در جهت شکست اصلی بعد از FTR

ورود اصلاحی (Pullback) به FL

انتظار breakout شارپ از محدوده فشرده

اعتبار بالاتر وقتی

ناحیه تازه (Fresh) باشد

در جهت روند اصلی + تایم‌فریم بالاتر همسو

بازگشت دقیق به FL + رد قوی

هم‌جهت با ساختار بزرگ‌تر بازار

ریسک رایج

شکست فیک بیس (Fakeout)

تشخیص اشتباه FTR واقعی از تله

ورود خیلی زود قبل از واکنش واقعی

صبر نکردن برای شکست تاییدشده

ستاپ Base و منطق ساخت آن

Base محدوده‌ای است که بازار بعد از یک حرکت قوی کمی مکث می‌کند. این توقف برای جمع‌آوری سفارش‌ها و آماده شدن حرکت بعدی رخ می‌دهد.

  • شکل‌گیری با کندل‌های کوچک و کم‌دامنه
  • نشانه جذب نقدینگی پیش از حرکت جدید
  • اغلب بعد از یک رشد یا ریزش تند ظاهر می‌شود
  • شکست پرقدرت آن جهت بعدی بازار را مشخص می‌کند
  • ناحیه تازه اعتبار بیشتری دارد

ستاپ بیس در فارکس

ستاپ FTR و کاربرد آن در بازگشت قیمت

FTR زمانی دیده می‌شود که قیمت سطحی را می‌شکند اما در برگشت نمی‌تواند کامل به آن برسد. این رفتار نشان می‌دهد قدرت غالب هنوز حفظ شده است.

  • شکست سطح و جمع‌آوری سفارش‌ها
  • برگشت ناقص به سطح شکسته‌شده
  • تشکیل کندل رد یا بیس کوچک در محل برگشت
  • تایید ادامه روند پس از شکست
  • کاربرد رایج بعد از حرکات فریب‌دهنده بازار

ستاپ اف تی آر در فارکس

ستاپ FL و تشخیص ادامه روند

FL محدوده‌ای است که قیمت بعد از یک حرکت سریع در آن استراحت می‌کند. این ناحیه محل تصمیم برای ادامه همان مسیر است.

  • تشکیل پس از یک حرکت شارپ
  • کندل‌های کوچک با سایه‌های مشخص
  • واکنش قیمت به آن نشانه ادامه روند
  • در صعود نقش حمایت و در نزول نقش مقاومت
  • ورود در بازگشت به آن دقت بالایی دارد

ستاپ اف ال در بازار فارکس

ستاپ Compression و نشانه‌های شکست ساختار

ستاپ Compression فشرده شدن تدریجی قیمت نزدیک یک سطح مهم است. بازار در این حالت نقدینگی را تخلیه می‌کند تا برای حرکت بزرگ آماده شود.

  • برخوردهای مکرر به یک سطح
  • کوچک شدن دامنه نوسان
  • شکست ناگهانی با مومنتوم زیاد
  • دیده شدن قبل از حرکات شدید بازار
  • اعتبار بیشتر در هم‌جهتی با روند تایم‌فریم بالاتر

ستاپ آر تی ام در بازار فارکس

چگونه یک ستاپ RTM معتبر را روی نمودار تشخیص دهیم

پیدا کردن ستاپ معتبر در RTM یعنی دیدن منطق پشت حرکت، نه صرفا شکل ظاهری آن. معامله‌گر باید مطمئن شود بازار واقعا قصد حرکت دارد و فقط در حال نوسان معمولی نیست. این کار با بررسی ساختار، واکنش قیمت و چند فیلتر کیفی انجام می‌شود تا معاملات غیر محتمل حذف شوند.

مراحل تحلیل چارت با رویکرد RTM

تحلیل از تصویر بزرگ شروع می‌شود و کم‌کم به جزئیات می‌رسد. ابتدا جهت کلی بازار مشخص می‌شود، سپس محل ورود بررسی می‌گردد.

  • تعیین روند در تایم‌فریم بالا با بررسی سقف‌ها و کف‌ها
  • علامت‌گذاری نواحی عرضه و تقاضا و بیس‌های فشرده
  • جستجوی ستاپ‌هایی مثل FTR ،FL یا Compression در نواحی تازه
  • تایید رفتار با کندل‌های پرقدرت یا حرکت سریع قیمت
  • نهایی‌سازی ورود در تایم پایین‌تر همراه با حد ضرر منطقی

فیلترهای حذف ستاپ‌های ضعیف

باید به این نکته مهم توجه کنید که همه ستاپ‌ها ارزش معامله ندارند. فیلترها کمک می‌کنند فقط موقعیت‌هایی باقی بمانند که پشت آن‌ها سفارش واقعی وجود دارد.

  • مخالفت با روند تایم‌فریم بالاتر
  • بیس‌های کشیده و بدون خروج قدرتمند
  • سطوحی که چندبار تست شده‌اند
  • نبود واکنش واضح قیمت یا رد شدن قوی
  • شکست‌های آرام و بدون مومنتوم

ترکیب RTM با مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه

RTM به شما می‌گوید کجا وارد شوید، مدیریت ریسک مشخص می‌کند چقدر وارد شوید. بدون کنترل ریسک حتی بهترین تحلیل هم می‌تواند حساب را خالی کند. هدف این است که اگر تحلیل اشتباه شد ضرر کوچک بماند و وقتی درست بود سود چند برابر شود.

تعیین حد ضرر منطقی بر اساس ساختار

حد ضرر در این روش جایی قرار می‌گیرد که اگر قیمت به آن برسد یعنی تحلیل شما عملا باطل شده است. پس حد ضرر بر اساس منطق بازار تعیین می‌شود، نه یک عدد تصادفی.

  • قرار دادن حد ضرر پشت بیس یا ناحیه مهم قیمت
  • استفاده از ساختار تایم‌فریم بالاتر برای اطمینان بیشتر
  • ریسک هر معامله حداکثر ۱ تا ۲ درصد سرمایه
  • در FTR حد ضرر پشت سطح شکسته‌شده گذاشته می‌شود
  • فاصله حد ضرر معیار تعیین حجم معامله است

تعیین تارگت بر اساس جریان نقدینگی

قیمت معمولا به جایی حرکت می‌کند که سفارش بیشتری وجود دارد، بنابراین هدف معامله هم همان نقاط است. تارگت در RTM بر اساس محل جذب سفارش‌ها انتخاب می‌شود.

  • تعیین هدف در ناحیه عرضه یا تقاضای بعدی
  • توجه به محل تجمع حد ضرر معامله‌گران
  • حفظ نسبت سود به زیان حداقل سه برابر
  • در فشردگی قیمت، هدف به اندازه رنج حرکت محاسبه می‌شود
  • بستن بخشی از سود در مسیر حرکت برای کاهش ریسک

تفاوت RTM با ICT و اسمارت مانی در عمل

RTM، ICT و اسمارت مانی (SMC) هر سه روش‌های پیشرفته‌ای هستند که به تریدر کمک می‌کنند بفهمد بانک‌ها و پول‌های بزرگ چطور بازار را حرکت می‌دهند. ولی در عمل هر کدام کمی متفاوت نگاه می‌کنند و ورود به معامله را جور دیگری انجام می‌دهند. به همین دلیل باید قبل از هر چیز به سوال تفاوت اسمارت مانی، RTM و ICT چیست، پاسخ دهیم.

تفاوت ستاپ آر تی ام با آی سی تی و اسمارت مانی/dist/img/blog/content/7-rtm-trading-setups-guide2103.webp

تفاوت در نگاه به نقدینگی

نقدینگی یعنی نقاطی که سفارش‌های خرید و فروش زیادی جمع شده (مثل استاپ‌لاس‌های تریدرهای عادی پشت سقف‌ها و کف‌ها).

RTM نقدینگی را مثل «سوخت» حرکت قیمت می‌بیند؛ یعنی قیمت می‌رود آنجایی که نقدینگی هست تا آن را «جمع» کند و بعد حرکت بزرگ انجام دهد. مثلا در FTR یا Compression می‌بینیم نقدینگی چطور جذب یا خالی شده است. اما ICT نقدینگی را بیشتر در قالب Order Block و گپ‌های قیمتی (Fair Value Gap) تعریف می‌کند.

اسمارت مانی هم بیشتر روی «گرفتن» نقدینگی (Liquidity Grab) و استخرهای نقدینگی تمرکز دارد.

به زبان ساده: RTM بیشتر به رفتار لحظه‌ای قیمت نگاه می‌کند، ولی ICT و SMC ساختارهای مشخص‌تری برای نقدینگی دارند.

تفاوت در ورود به معامله

ورود یعنی دقیقا کجا دکمه خرید یا فروش را بزنیم.

در RTM معمولا وقتی قیمت یک حرکت اولیه انجام می‌دهد و بعد برمی‌گردد اما کامل برنمی‌گردد (مثل FTR یا FL)، وارد معامله می‌شویم. یعنی صبر می‌کنیم رفتار قیمت تأیید کند که جهت اصلی ادامه دارد. این ورود گاهی خلاف جهت حرکت کوتاه‌مدت به نظر می‌رسد ولی در واقع با جریان واقعی هم‌جهت است.

ICT بیشتر دوست دارد با روند اصلی وارد شود؛ یعنی بعد از شکست ساختار قوی (BOS) و در نواحی Order Block وارد می‌شود.

اسمارت مانی انعطاف بیشتری دارد و گاهی بعد از الگوهای دستکاری (Manipulation) یا در نواحی عرضه و تقاضا وارد می‌شود.

اشتباهات رایج تریدرها در استفاده از ستاپ‌های RTM

بسیاری از تریدرهای تازه‌کار وقتی می‌خواهند از ستاپ‌های RTM استفاده کنند، اشتباهاتی می‌کنند که باعث ضررهای بزرگ می‌شود. این اشتباهات معمولا به خاطر عجله، نفهمیدن درست ساختار بازار یا ندیدن نشانه‌های واقعی قیمت اتفاق می‌افتد.

تشخیص اشتباه ساختار مارکت

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات این است که تریدر فکر کند روند کلی بازار صعودی است، در حالی که در واقع نزولی است. مثلا در تایم‌فریم بزرگ (مثل روزانه) همه چیز پایین می‌آید، ولی تریدر فقط نمودار قیمت کوتاه‌مدت را نگاه می‌کند و خرید می‌زند.

  • نتیجه: وارد معامله خلاف جهت اصلی بازار می‌شود و معمولا ضرر می‌کند.
  • راه جلوگیری: همیشه اول چارت بزرگ‌تر را چک کن و ببین روند کلی چیست.

ورود زودهنگام بدون تایید رفتار قیمت

بسیاری از معامله‌گران عادی وقتی یک ستاپ مثل FTR یا FL می‌بینند، بدون اینکه به رفتار قیمت توجهی کنند، سریع وارد معامله می‌شوند. یعنی صبر نمی‌کنند تا قیمت برگردد و تأیید کند که جهت درست است.

  • نتیجه: قیمت برمی‌گردد و استاپ‌لاس را می‌زند چون هنوز نقدینگی کامل جذب نشده بود.
  • راه جلوگیری: فقط وقتی وارد شوید که کندل قوی یا رد قیمت (Rejection) مشاهده شده و رفتار قیمت تأیید شده است.

آیا RTM برای تریدرهای ایرانی مناسب است

حال به این سوال مهم می‌رسیم که آیا RTM برای معامله‌گران ایرانی هم کاربرد دارد؟ پاسخ این سوال مثبت است. RTM یکی از بهترین سبک‌ها برای تریدرهای ایرانی است چون به هیچ نرم‌افزار یا اندیکاتور خاصی نیاز ندارد و فقط با چارت قیمت خام کار می‌کند. در شرایط تحریم، محدودیت بروکر و مشکلات دسترسی به ابزارهای خارجی، RTM چون ساده، مستقل و مبتنی بر رفتار واقعی قیمت است، خیلی خوب جواب می‌دهد.

شرایط لازم برای یادگیری RTM

برای یادگیری RTM لازم نیست حتما پول زیادی داشته باشید یا دسترسی خاصی به بازار داشته باشید؛ فقط باید کمی صبر کنید و زمان خود را به تمرین اختصاص دهید.

با داشتن شرایط زیر می‌توانید به معامله از طریق ستاپ‌های RTM بپردازید:

  • دسترسی به یک پلتفرم چارت ساده (مثل TradingView رایگان یا MetaTrader) کافی است
  • باید هر روز حداقل ۱-۲ ساعت چارت‌های گذشته را نگاه کرده و ستاپ‌ها را پیدا کنید (بک‌تست)
  • صبر برای تمرین حداقل ۶-۱۲ ماه تا بتوانید ستاپ‌ها را به خوبی تشخیص دهید
  • مطالعه منابع مناسب (ویدیوهای خارجی با زیرنویس یا کانال‌های فارسی معتبر) و دوری از سیگنال‌فروشی‌ها
  • داشتن حساب دمو برای تمرین بدون ریسک واقعی پول

چه تیپ تریدری در RTM موفق‌تر است

اگر بخواهیم واقع‌بینانه نگاه کنیم، باید گفت که RTM برای همه مناسب نیست و بیشتر به درد کسانی می‌خورد که عجله ندارند و دوست دارند بازار را عمیق بفهمند.

  • تریدرهای صبور که می‌توانند ساعت‌ها چارت نگاه کنند بدون اینکه سریع وارد معامله شوند
  • کسانی که منطقی فکر می‌کنند و به جای احساساتی شدن، دنبال تأیید رفتار قیمت هستند
  • افرادی که از پیش‌بینی و حدس زدن خوششان نمی‌آید و ترجیح می‌دهند «بخوانند» بازار را
  • تریدرهایی که مدیریت ریسک را جدی می‌گیرند و حاضرند ضررهای کوچک را بپذیرند تا سودهای بزرگ بگیرند
  • کسانی که می‌توانند اشتباهاتشان را تحلیل کنند و هر روز بهتر شوند (نه کسانی که دنبال راز سریع پولدار شدن هستند)

این افراد معامله‌گرانی هستند که می‌توانند با ستاپ‌های RTM سود مناسبی کسب کنند.

جمع‌بندی کاربردی استفاده از ستاپ‌های RTM در بازار واقعی

RTM به شما کمک می‌کند بازار را مثل یک حرفه‌ای: بدون اندیکاتور، فقط با رفتار واقعی قیمت و جریان نقدینگی بخوانید. تمرین و مشاهده مداوم باعث می‌شود ستاپ‌هایی مثل FTR، FL، Base و Compression را راحت‌تر تشخیص دهید و با مدیریت ریسک منطقی (ریسک ۱-۲٪، ریسک به ریوارد حداقل ۱:۳) معامله کنید.

در این مسیر بهتر است به نکات زیر توجه داشته باشید:

  • همیشه از تایم‌فریم بالاتر شروع کنید تا جهت کلی بازار مشخص شود
  • صبر کنید تا رفتار قیمت (مومنتوم یا رد قوی) تأیید کند
  • فقط در نواحی تازه و با نقدینگی بالا وارد معامله شوید
  • اشتباهات خود را یادداشت کرده و با بک‌تست هفتگی تجربه را افزایش دهید

با این روش می‌توانید در بازارهای مالی مختلف مثل فارکس یا کریپتو، سود پایدار بسازید؛ تنها کلید موفقیت در این راه صبر و تمرین است.

فرصت هیچ یادگیری را از دست ندهید! به ترتیب بخوانید :

آنچه خـواهید خـواند:

آخریـن بررسی شده‌های بازار سرمایه

دیدگاه خود را درباره” ستاپ‌های معاملاتی RTM چیست و چگونه تریدرهای حرفه‌ای رفتار واقعی قیمت را معامله می‌کنند؟ ”با ما در میان بگذارید.

آیا مایل به دریافت جدیدترین اخبار و آموزشها از سایت چراغ هستید؟