
دادههای رسمی نشان میدهد دهک یک، یعنی فقیرترین گروه، بیش از ۳۰ درصد از هزینههای خود را از دست داده و در مقابل، تنها دهک دهم توانسته سطح رفاه خود را حفظ کند. این روند همزمان با افزایش فقر نسبی و نابرابری اجتماعی، پیامدهای گستردهای برای جامعه به دنبال داشته است.
بررسی دقیق دادههای مرکز آمار ایران نشان میدهد دهکهای ۶ تا ۹ کاهش هزینهای مشابه میانگین ۱۰ درصد کشور داشتهاند، در حالی که دهکهای ۱ تا ۵ کاهش هزینهای به مراتب شدیدتر را تجربه کردهاند. به عنوان مثال، هزینه سالانه دهک اول از ۱۵۵ میلیون تومان در سال ۱۳۹۰ به ۱۲۳ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ کاهش یافته که کاهش ماهانه حدود ۲.۷ میلیون تومان را نشان میدهد. در مقابل، دهک دهم افزایش اندکی در هزینهها داشته و توانسته سطح رفاه خود را حفظ کند.
این وضعیت نشاندهنده افزایش همزمان فقر و نابرابری است؛ شرایطی که تجربه سایر کشورها معمولاً نادر است، زیرا فقر و نابرابری پدیدههای جداگانهاند و افزایش یکی لزوماً به معنای افزایش دیگری نیست. اما در ایران، کاهش شدید هزینههای دهکهای پایین با افزایش فاصله اقتصادی میان بالا و پایین همراه شده است. نسبت هزینه سه دهک بالای درآمدی به سه دهک پایین از ۲.۶۵ در سال ۱۳۹۰ به ۳.۲ در سال ۱۴۰۳ افزایش یافته که بیانگر رشد ۲۱ درصدی نابرابری هزینهها است.
افزایش همزمان فقر و نابرابری نه تنها رفاه اقتصادی را کاهش میدهد، بلکه چرخهای معیوب اجتماعی-روانی ایجاد میکند. کمبود مزمن منابع، دغدغههای روزمره مثل اجاره، خوراک و درمان، توان تصمیمگیری بلندمدت را محدود میکند و افق زمانی خانوارها کوتاه میشود. در نتیجه پسانداز، سرمایهگذاری در آموزش و مهارت کاهش یافته و خانوادهها به قرضهای پرهزینه یا چندشغلی روی میآورند.
این وضعیت باعث فرسودگی روانی، اضطراب و تعارضات خانوادگی شده و مقایسه زندگی با طبقات برخوردار، احساس تحقیر و بیعدالتی را تشدید میکند. کاهش اعتماد عمومی، افت همبستگی اجتماعی و افزایش رفتارهای پرخطر مثل اعتیاد و قاچاق از دیگر پیامدهای این شرایط است.
در ایران، سیاستهای یارانهای و تورم مزمن منجر به «بازتوزیع معکوس» شده است؛ به این معنا که رفاه بیشتر به سمت دهکهای بالا هدایت میشود. دهکهای برخوردار داراییهایی مانند ملک، طلا و سهام دارند که با افزایش قیمتها ارزش خود را حفظ کرده و دسترسی سریع به نقدینگی پیدا میکنند، در حالی که دهکهای پایین عمدتاً با «پول دست دوم» وارد بازار میشوند و قدرت خریدشان کاهش مییابد.
همچنین اقتصاد ایران ساختاری دو بخشی دارد: بخش سرمایهبر که ۶۴ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد و بخش نیروی کار که ۳۶ درصد تولید را به خود اختصاص داده است، در حالی که ۷۲ درصد اشتغال در بخش نیروی کار قرار دارد. این جدایی باعث شده رشد اقتصادی بخش سرمایهبر تأثیر کمی بر رفاه دهکهای پایین داشته باشد و شکاف درآمدی افزایش یابد.
افزایش فقر و نابرابری از سال ۱۳۹۰ تاکنون عمدتاً ناشی از تحریمهای نفتی و بانکی، کسری بودجه ساختاری، ناترازی شبکه بانکی و سیاستهای قیمتگذاری دستوری بوده است. تجربه نشان میدهد بدون اصلاحات بنیادین در سیاستهای داخلی و خارجی، رسیدن به رشد اقتصادی فراگیر و اشتغالزا که تنها راه کاهش فقر و کاهش نابرابری است، دشوار خواهد بود.
در مجموع، وضعیت اقتصادی ایران نشاندهنده فشار شدید بر اقشار کمدرآمد، افزایش همزمان فقر و نابرابری و پیامدهای اجتماعی خطرناک است که نیازمند بازنگری فوری در سیاستهای اقتصادی و اجتماعی کشور است.
آخرین اخبار ایران :
کاهش رفاه ایرانیها؛ فقرا بیشترین فشار را متحمل شدند
۲۵ بهمن ۱۴۰۴ ۱۷ بازدید
بازارها از جنگ میترسند یا از بلاتکلیفی؟ بررسی سناریوی بدبینانه برای سرمایهگذاران
۲۵ بهمن ۱۴۰۴ ۱۴ بازدید
نرخ بیکاری تابستان ۱۴۰۴ اعلام شد | روند کاهشی با نوسانات فصلی و چالش جوانان
۲۴ بهمن ۱۴۰۴ ۳۸ بازدید
چشمانداز تورم ۱۴۰۴؛ حتی خوشبینانهترین سناریو هم بالای ۴۷ درصد
۲۱ بهمن ۱۴۰۴ ۶۶ بازدید
آخرین اخبار بازارهای مالی :
کاهش رفاه ایرانیها؛ فقرا بیشترین فشار را متحمل شدند
۲۵ بهمن ۱۴۰۴ ۱۷ بازدید
بازارها از جنگ میترسند یا از بلاتکلیفی؟ بررسی سناریوی بدبینانه برای سرمایهگذاران
۲۵ بهمن ۱۴۰۴ ۱۴ بازدید
سقوط ساختاری آلتکوینها؛ چرا ۹۹٪ به اوج قبلی برنمیگردند؟
۲۵ بهمن ۱۴۰۴ ۲۰ بازدید
بازگشت اتریوم به کانال ۲ هزار دلار با چرخش جریان ETFها
۲۵ بهمن ۱۴۰۴ ۱۴ بازدید
آنچه خـواهید خـواند:
آخریـن بررسی شدههای بازار سرمایه
عضو چراغ نیستید؟
ثبت نام