تحلیل دلاری و تومانی: در نمای دلاری، تحلیل بر پایهٔ قیمت جهانی ارز در برابر تتر است و در نمای تومانی بر پایهٔ میانگین قیمت صرافیهای ایرانی. تغییر قیمت تومانی، تغییر نرخ دلار را هم در خود دارد؛ برای سنجیدن عملکرد خود ارز، نمای دلاری دقیقتر است.
جمعبندی روند: این حکم از جایگاه قیمت نسبت به میانگینهای ۲۰، ۵۰ و ۲۰۰ روزه و جهت مکدی ساخته میشود. قیمت بالای میانگینهای ۵۰ و ۲۰۰ روزه یعنی روند میانمدت و بلندمدت صعودی است؛ «اصلاح در روند صعودی» یعنی قیمت هنوز بالای میانگین ۲۰۰ روزه است ولی به زیر میانگین ۵۰ روزه برگشته است.
میانگین متحرک: میانگین متحرک ساده (SMA) میانگین قیمت پایانی چند روز اخیر است و نوسانهای روزانه را صاف میکند. میانگین ۲۰ روزه روند کوتاهمدت، ۵۰ روزه روند میانمدت و ۲۰۰ روزه روند بلندمدت را نشان میدهد. وقتی قیمت بالای میانگین است، معمولاً روند آن بازه صعودی دانسته میشود.
کراس طلایی و کراس مرگ: کراس طلایی لحظهای است که میانگین ۵۰ روزه از پایین به بالای میانگین ۲۰۰ روزه میرود و نشانهٔ تقویت روند صعودی بلندمدت دانسته میشود؛ عکس آن کراس مرگ است. این سیگنال دیر میرسد و بیشتر روند را تأیید میکند تا اینکه نقطهٔ ورود بدهد.
RSI: RSI یا شاخص قدرت نسبی، قدرت خریداران و فروشندگان در ۱۴ روز اخیر را با عددی بین ۰ تا ۱۰۰ نشان میدهد. بالای ۵۰ یعنی خریداران قویترند؛ بالای ۷۰ «اشباع خرید» است و احتمال استراحت یا اصلاح قیمت را بیشتر میکند، و زیر ۳۰ «اشباع فروش» است که اغلب پیش از برگشت قیمت دیده میشود.
باندهای بولینگر: باندهای بولینگر دو خط در فاصلهٔ دو انحراف معیار بالا و پایین میانگین ۲۰ روزهاند. قیمت نزدیک باند بالا نسبت به ۲۰ روز اخیر گران و نزدیک باند پایین ارزان است. وقتی فاصلهٔ باندها خیلی کم میشود (فشردگی)، بازار معمولاً پیش از یک حرکت بزرگ آرام شده است؛ ولی فشردگی جهت حرکت را نمیگوید.
مکدی (MACD): مکدی تفاوت میانگین متحرک نمایی ۱۲ و ۲۶ روزه است و خط سیگنال، میانگین ۹ روزهٔ خود مکدی. مکدی بالای خط سیگنال یعنی شتاب حرکت صعودی است و زیر آن یعنی شتاب نزولی؛ «رو به تشدید» یعنی فاصلهٔ این دو خط در حال بیشتر شدن است.
حمایت و مقاومت: حمایت قیمتی است که پیشتر جلوی ریزش را گرفته و خریداران در آن فعال شدهاند، و مقاومت قیمتی است که فروشندگان در آن جلوی رشد را گرفتهاند. این سطوح از سقفها و کفهای ۱۸۰ روز اخیر به دست آمدهاند و هرچه تعداد برخورد بیشتر باشد، سطح معتبرتر است. سطحی که شکسته شود، معمولاً نقشش برعکس میشود.
محدودهٔ ۵۲ هفته: کمترین و بیشترین قیمت یک سال اخیر و جای قیمت فعلی میان آن دو. عدد نزدیک ۱۰۰٪ یعنی قیمت نزدیک سقف سالانه است و عدد نزدیک ۰٪ یعنی نزدیک کف سالانه.
سقف قیمت: بالاترین قیمتی که این ارز ثبت کرده و فاصلهٔ قیمت فعلی تا آن. در نمای دلاری سقف تاریخی ارز است؛ در نمای تومانی بالاترین قیمت تومانی ثبتشده که تغییر نرخ دلار هم در آن اثر دارد.
ATR: ATR یا میانگین دامنهٔ واقعی نشان میدهد قیمت در ۱۴ روز اخیر بهطور معمول روزانه چقدر بالا و پایین رفته است. معاملهگرها از آن برای تعیین فاصلهٔ حد ضرر و اندازهٔ معامله استفاده میکنند؛ حد ضرری کوچکتر از یک ATR اغلب با نوسان عادی یک روز فعال میشود.
نوسان ۳۰ روزه: پراکندگی بازدهی روزانهٔ ۳۰ روز اخیر که به مقیاس سالانه برده شده است. نوار نشان میدهد نوسان امروز در مقایسه با یک سال گذشته کجاست: آرام، عادی یا پرنوسان. در بازار آرام حرکتها معمولاً کوچکترند و در بازار پرنوسان تندتر.
ریزش از سقف: بیشترین ریزش از سقف، بزرگترین افت قیمت از یک قله تا کف بعدی در یک سال اخیر است و نشان میدهد کسی که در بدترین زمان خریده، حداکثر چقدر زیان موقت دیده است.
شاخص ترس و طمع چراغ: این شاخص از چهار جزء ساخته میشود: RSI، آرامش بازار، فاصله از میانگین ۱۲۵ روزه و نزدیکی به سقف، هرکدام با وزن خودش. ترس شدید معمولاً نزدیک کفها و طمع شدید نزدیک سقفها دیده میشود؛ برای همین بسیاری از معاملهگرها آن را کنار تحلیلهای دیگر و خلاف جهت احساسات بازار میخوانند.
بازدهی ماههای شمسی: بازدهی هر ماه، تغییر قیمت پایانی آخرین روز آن ماه نسبت به آخرین روز ماه قبل است. میانگین و تعداد سالهای مثبت نشان میدهد هر ماه در سالهای گذشته معمولاً چطور بوده است؛ این سابقه تضمینی برای تکرار نیست.